۵۵
توصيه مطلب 
۵۸
 
کد مطلب: 11434
درس های ششم تیر
تاریخ انتشار : شنبه ۹ تير ۱۳۸۶ ساعت ۰۸:۱۱
 اقتصاد، سیاست، رسانه؛ درس های ششم تیر پنجم تیرماه 86، مجری خبر 21 شبکه 1 سیما ، با حرارت خبر غافلگیر کننده آغاز سهمیه بندی بنزین تا ساعاتی دیگر را اعلام می کند. ساعاتی بعد کارگران جایگاه های عرضه سوخت ناگهان با سیل خودرو ها و متقاضیان دبه بدست روبرو می شوند. اندکی بعد، اوباش هم خود را به کانونهای ازدحام و دعوا می رسانند. پلیس تا متوجه اوضاع شود، یکی - دو جایگاه به آتش کشیده می شود و... 
 حوادث پیش آمده در ساعات پایانی روز پنجم تیر و ساعات آغازین ششم تیر ماه 86، واجد آموزه های بزرگی برای مسئولان و تصمیم گیران اقتصاد، سیاست و رسانه ایران بود.

1- شاید مهمترین درس حادثه ششم تیر این بود که نشان داد سرمایه اجتماعی در ایران امروز تا چه حد پایین آمده است. این که تعداد زیادی از صاحبان خودرو حاضر باشند برای 20-30 لیتر بنزین، چندین ساعت در صف بمانند، اعصاب خود و دیگران و احتمالا خانواده شان را خرد کنند، بوق بزنند و دعوا و جنجال راه بیاندازند، به عنوان یک پدیده اجتماعی،  قابل تامل و تعمق است.

در واقع، حوادث پیش آمده در چند پمپ بنزین تهران، یاسوج، ایلام و چند شهر دیگر در اولین ساعات ششم تیرماه نشان داد حداقل بخشی از مردم ایران نسبت به همدیگر و نسبت به مسئولان به شدت بی اعتماد هستند و برای رسیدن به خیر مشترک و حل یک مشکل عمومی (بنزین) به هیچ وجه حاضر به فداکاری و ایثار نیستند.

افزایش اعتماد عمومی به همدیگر و تقویت روحیه آمادگی برای کمک به یکدیگر برای حل مسایل جمعی، عمدتا وظیفه دستگاه های فرهنگی است. در این میان صداوسیما برای افزایش سرمایه اجتماعی تلاش هایی می کند، اما یک پوزخند یا متلک مجری یک میزگرد خبری پربیننده به طرح ها و قوانین یا مسئولان شرکت کننده در این برنامه هرچند دل برخی بینندگان را خنک می کند، به سرمایه اجتماعی ضربه می زند. ضمن اینکه نباید فراموش کنیم، رسانه های ضدانقلاب و نظام سلطه با تمام توان مشغول تضعیف سرمایه اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران هستند، چرا که آنها خوب می دانند اگر اکثر مردم به همدیگر و به قوانین و مقررات اجتماعی و بینش و عملکرد مسئولان بدبین باشند، به زانو درآوردن نظام دیگر کار سختی نخواهد بود.

با درنظر گرفتن این نکته کلیدی به نظر می رسد مسئولان ارشد صداوسیما لازم است افزایش سرمایه اجتماعی را با همت و جدیت بیشتری دنبال کنند و اجازه ندهند دشمنان ایران در مایوس، خودخواه، بی اعتماد و بی انگیزه کردن ملت ایران موفق شوند.

2- در ماجرای ششم تیر، برخی رسانه ها بسیار بد عمل کردند. برخی خبرگزاری های رسمی کشور، اخبار حوادث در شرف وقوع در پمپ بنزین ها را طوری مخابره کردند که گویی یک جنبش مردمی را روایت می کنند. در این ماجرا برخی خبرگزاری ها از جمله ایسنا و ایلنا کاملا جو زده و احساسی عمل کردند و نشانی از تدبیر و احساس مسئولیت اجتماعی در خروجی این خبرگزاری ها دیده نمی شد.


... گویی یک جنبش مردمی را روایت می کردند (تصاویر از ایسنا)

نگاهی به رویه این دو خبرگزاری در پوشش خبری اتفاقات ناگوار سال های اخیر نشان می دهد، مدیریت این خبرگزاری ها به هنگام بروز تنش های اجتماعی، تعمدا یا سهوا از دست گردانندگان آن خارج شده و این مراکز خبری، همانند رسانه های معاند به صورت تخریبی عمل می کنند، به گونه ای که با برجسته کردن اتفاقات با برد محدود، تحریک افکار عمومی و تغذیه رسانه های ضدانقلاب به گسترش دامنه تنش می پردازند.

isna:450:320:1
تصاویری از خروجی ایسنا در شب حادثه (برای مشاهده گالری، روی تصویر کلیک کنید).

ناگفته پیداست که اصل اطلاع رسانی آزاد، نافی رعایت مصالح ملی نیست. در حالی که حتی متولیان سیاسی و رسانه ای کشورهایی که مدعی داشتن آزادترین سیستم های رسانه ای هستند، در قبال مسائل مرتبط با مصالح ملی، شدیدترین مصلحت سنجی ها را اعمال کرده و در برخی مواقع آشکارا آن را اعلام نیز می کنند، سخن گفتن از انتشار محتوای تحریک آمیز به بهانه اطلاع رسانی آزاد در کشوری که برای ایجاد تنش در آن تلاش های فراوانی از جانب بدخواهانش چه در آشکار و چه در نهان صورت می گیرد، قابل تامل است.

3- صرفنظر از اطلاع رسانی واقعه در روز ششم تیر، مجموعه اطلاع رسانی درباره سهمیه بندی بنزین نیز فاجعه آمیز بود. طی یک ماه گذشته از زمان اجباری شدن استفاده از کارت هوشمند تا اعلام سهمیه بندی، گویی همه رسانه ها از روزنامه ها و خبرگزاری ها گرفته تا خبرنگاران صداوسیما بسیج شده بودند تا به افکار عمومی، هیجان، تشویش و نگرانی تزریق کنند. برخی افراد مسئولیت ناشناس در مجلس و دولت هم آتش بیار معرکه شده بودند و با ارائه اطلاعات و اخبار نادرست و ضد و نقیض به خبرنگاران، فضا را برای افکار عمومی روزبه روز مبهم تر، گیج کننده تر و حساس تر می کردند.

صدا و سیما هم در این بلبشو، بجای این که افکار عمومی را آرام کند و به روشنگری درباره قانون قطعی کشور درباره بنزین (تبصره 13 قانون بودجه سال 86) برای افکار عمومی بپردازد، هر ادعای نادرستی درباره سهمیه بندی بنزین را به عنوان تصمیم جدید کشورمنعکس می کرد، بدون این که متوجه باشد رادیو ها و تلویزیون های ضد انقلاب با چه حرارت و شدتی روی مساله بنزین آتش تهیه می ریزند.

4-  آقای خاتمی از اطلاع رسانی درباره عملکرد و خدمات دولت خود گلایه داشت و سیستم اطلاع رسانی دولت خود را الکن می دانست. اگر امروز بخواهیم از این قبیل صفات برای توصیف سیستم اطلاع رسانی دولت آقای احمدی نژاد به ویژه در اعلام سهمیه بندی سوخت استفاده کنیم باید بگوییم ای کاش سیستم اطلاع رسانی سهمیه بندی الکن بود، ای کاش اصلا لال بود... متاسفانه سیستم اطلاع رسانی کارت هوشمند سوخت نه الکن بود و نه لال، بلکه روان پریش و به قول امروزی ها "روان پریش" بود، چرا که مکررا ضدونقیض حرف می زد.
  روزنامه دولت؛ بدون شرح   در واقع اطلاع رسانی کارت هوشمند سوخت، نه فقط با کمک رسانه های زردگرای ما در طول یک ماه اعصاب مردم را فرسود، بلکه در لحظه اعلام نهایی سهمیه بندی بنزین، بجای اینکه ساعت 7 صبح چهارشنبه اعلام کند که از دیشب سهمیه بندی سوخت آغاز شده است، 3 ساعت مانده به اجرای سهمیه بندی آنرا اعلام کرد تا مردم با حداکثر هیجان و عطش، به جایگاه های عرضه سوخت هجوم ببرند.


...و آنشب سهمیه بندی شد.

از نظر هماهنگی درون سیستم هم که وضعیت به مراتب تاسف بار تر بود. نه کارگران ومسئولان جایگاه ها برای این خبر آماده و مهیا بودند و نه به نیروی انتظامی اطلاع داده شده بود.

5- از قرار معلوم تعدادی از اوباش که از تجمع مردم مقابل پمپ بنزین ها سوء استفاده کرده و توسط نیروی انتظامی دستگیر شده بودند، جزو کسانی بودند که اخیرا در طرح برخورد با اراذل دستگیر شده و با قید ضمانت آزاد شده بودند. حوادث سه شنبه شب نشان داد اوباش مسلح با وضعیت کنونی اصلاح پذیر نیستند و می بایستی هر چه زودتر تکلیفشان را یکسره کرد.

6   - متاسفانه مخالفان سیاسی - جناحی دولت هم در برخورد با این مساله ملی، امتحان بسیار بدی پس دادند و با حداکثر توان تلاش کردند تا از مساله سهمیه بندی بنزین، بهره برداری جناحی کنند. اغلب گروه های مخالف دولت در این جریان نشان دادند برای رقابت سیاسی هنوز به بلوغ کافی نرسیده اند و حاضرند برای رسیدن به اهداف جناحی، منافع ملی را زیر پا بگذارند.


گروه های مخالف دولت نشان دادند برای رقابت سیاسی هنوز به بلوغ کافی نرسیده اند.

در این میان برخی از نمایندگان مجلس هم، صبح ششم خرداد سعی کردند از این پشم برای خود کلاهی بدوزند و در این میان حرفی زده باشند.

همه گروه های سیاسی و افرادی که در طول این چند ماه تلاش کردند سهمیه بندی بنزین را تخطئه کنند، غیر ممکن نشان دهند و در اجرایش اخلال کنند، احتمالا فراموش کرده اند که این طرح بزرگ ملی، اولین و بزرگترین گام برای حل قطعی مساله بنزین در طول دو دهه گذشته است. مساله ای که این اواخر به شکل ترافیک، آلودگی هوا و خروج هنگفت ارز برای واردات بنزین به حد انفجار آمیزی حاد شده بود و مردم را آزار می داد.

7  - درس دیگر ششم تیرماه در واقع تذکری به کسانی است که معتقدند راه حل مساله بنزین افزایش قیمت جهشی آن است. دیدیم که فقط سهمیه بندی بنزین، می رفت که چه اغتشاشی به وجود آورد، حال وای به روزی که بنزین به یکباره به نرخ آزاد در خلیج فارس (درحال حاضر، حدود 800 تومان در لیتر) عرضه شود...  

8- روز ششم تیرماه عده ای از رانندگان تاکسی، آژانس ها و مسافربرهای شخصی، کرایه چند برابر به مسافران پیشنهاد دادند و مسئولان تاکسیرانی هم مطابق معمول به شکلی انفعالی افزایش کرایه ها را غیرقانونی دانستند و متخلفان را به برخورد قانونی تهدید کردند. خبری که فقط پوزخند تلخ مسافران تاکسی ها را به همراه داشت.


 تاکسی رانی در چنبره انحصارات ناکارآمد

حقیقیت این است که سیستم تاکسیرانی درکشورما نه فقط بسیار سنتی، قدیمی و ناکارآمد است، بلکه پاشنه آشیل هرگونه سیاستگذاری درباره بنزین هم محسوب می شود، چرا که از 20 سال پیش به این سو هیچ دولتی از ترس سرایت افزایش قیمت بنزین به کرایه تاکسی ها و از آنجا به سایر کالاها و خدمات، جرات اصلاح قیمت بنزین را نداشته اند.

در واقع یک درس مهم ششم تیر این بود که نظام فعلی نظارت بر حمل و نقل عمومی به ویژه تاکسیرانی شهری و بین شهری را باید از بیخ کند و به جای آن سیستمی مدرن و کارآمد ساخت به طوری که تعهد و مسئولیت متقابل راننده تاکسی و مسافر، کاملا شفاف، روشن و دارای حداکثر ضمانت اجرایی باشد. سیستمی که خفاشذشب ها نتوانند در آن راه یابند ولی علاقه مندان به ورود به این بازار به راحتی بتوانند به شکل نیمه وقت یا تمام وقت در آن به مردم خدمت رسانی کرده و درآمد کسب کنند.

ششم تیرماه 86 به عنوان روزی مهم در تارخ معاصر اقتصاد ایران آمد و رفت با انبوهی از درس ها وتجربه ها. ششم تیر هرچه بود تمام شد، مهم این است که دولت ایران بعد از 20 سال یک گام قطعی برای حل معضل بنزین برداشت و مهمتر این است که برای موفقیت در مهار مصرف سوخت، حل مشکل آلودگی هوا و ترافیک، عادلانه کردن توزیع یارانه سوخت همه به دولت کمک کنیم تا گام های باقی مانده در اجرای کامل تبصره 13 (یا قانون حمل و نقل عمومی و مدیریت مصرف سوخت) را با موفقیت بردارد:

گام اول: سهمیه بندی بنزین توزیع بنزین با کارت هوشمند سوخت (انجام شد)

گام دوم: توسعه همه جانبه شبکه حمل و نقل عمومی با حداکثر توان کشور (در حال انجام)

گام سوم: دوگانه سوز کردن خودروهای عمومی و شخصی با حداکثر توان صنعتی کشور (درحال انجام)

گام چهارم: احداث پالایشگاه های جدید در کنار نوسازی و توسعه ظرفیت پالایشگاه های موجود (درآغاز راه)

گام پنجم: افزایش قیمت بنزین تا سطح قیمت تمام شده و حتی دریافت مالیات از مصرف بنزین پس از اطمینان از کارآمدی ، ارزانی و سهل الوصول شدن شبکه حمل و نقل عمومی (از سال 1390)



این راه را با هم طی می کنیم.
اجرای 4 گام باقی مانده تا حل قطعی مشکل بنزین، مستلزم این است که همه از اشتباه ها درس بگیریم، مردم را درباره این راه مهم توجیه کنیم ، کینه ها و بددلی ها را کنار بگذاریم، به دولت خداقوت بگوییم و تلاش کنیم سرمایه اجتماعی در میهن عزیزمان به حداکثر ممکن برسد.

Share/Save/Bookmark
 


۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۰۲:۰۲:۳۲
این وضع فقط به خاطر بنزین نبود ، مردم از اکثر تصمیمات به تنگ آمدند
، نرخ سود ،تعطیلات غیر منتظره، ساعت بانک ها ، ساعت کشور (31488)
 
بنده خدا
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۰۳:۱۶:۲۸
کنترل مصرف بنزین بدون تردید ، کاری درست است . به جای این که باز هم به متهم کردن یکدیگر و ایادی بیگانه و برچسب زدن بپردازیم ، بهتر است کار خودمان را درست کنیم . این چه رسم بدی است که خودمان به جان خودمان بیفتیم و ندانم کاری های خودمان را فرافکنی کنیم .
پیام نویسنده محترم این است ، آقا بلوغ ندارید ، آقا اخلال نکنید . هرچه هست از این اقلیت مجلس است . آقا اشتباه نکنید !. آشوب طلبان سازماندهی بهتری از دولت و نیروی انتظامی دارند !؟ زیرا به موقع اقدام کرده اند . راست می گویی برادر ، ایرادی به روش ها و تصمیمات دولت نیست ! تصمیمات حضرات سنجیده است این ملت هستند که هول می زنند و نمی فهمند . بیماری اجتماعی دارند !. تقصیر خاتمی است ! رسانه ها بد عمل می کنند !
بالاخره امیدوارم کسی بماند که از تیر جملات نویسنده محترم مصون مانده باشد . این جملات و عبارات به خوبی حرف می زنند . شما عزیزان حسن هستید . و هرکه باشما حتی اندکی هم نظر نباشد لایق هر واژه ای ! (31492)
 
يك ايراني
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۱:۰۷:۴۷
دلخور نشو ، انچه گفته درست است ، نويسنده خودش را مستثنا نكرده است ، حقايقي است كه تلخ است ولي وجود دارد ، مگر ندارد ؟ گفتن اين حقايق والبته حقايق تلخ ديگري براي اصلاح لازم است ،ما مردم زيان سوء مديريتهاي 18سال گذشته را ميدهيم ولي خودمان هم خيلي باگذشت نيستيم حداقل نسبت به همديگر ، حال چه اشكالي دارد يك نفر ( حتي اگر خودش را استثنا بداند) ايراد ما تذكر دهد . حرف درست است وحرف درست را بايد شنيد اگر بفرض دولت با ما ناعادلانه برخورد ميكند آيا ما هم بايدبه هم ظلم كنيم و يا به كشورمان بي توجه باشيم ؟ خلاصه از كوره در نرويم و حرف خوب را بپذيريم وحرف ناحق را به جهالت افراد واگذار كنيم . (31536)
 
امین__حسابدار
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۰۵:۵۵:۲۳
اگرچه نمی توان از برنامه ریزی ضد انقلاب واثار تزرتزریق دلارهای براندازی امریکایی در بروز اغتشاشات مورد بحث صرف نظر کرد ولی باید اذعان داشت که وقتی صحنه مدیریت از مدیران با تجربه ودور اندیش تخلیه میشد نباید جز این اتظار داشت .قبول بفرمایید که کار فرهنگی واموزشی نیاز به انسان های باتجربه دارد .متاسفانه دراین مملکت تادیروز وقتی وزیر جدیدی میامد تغییرات تا سطوح مدیر کل هم ادامه می یافت وامروز اسفبار تر شده واین تغییرات به اساتید دانشگاه ها وبنگاهای خبری نیز(احتمالا) تسری یافته !دراین صورت چه توقعی کمتر از اینکه اتفاق افتاده می توان داشت!؟مسلما اینده متلق به جوانان است ولی امروز متعلق به ان ها نیست. (31493)
 
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۰۷:۰۲:۲۲
اره خوب خدا قوت بگیم از گشنگی بمیریم!بابا چرا نمیفهمین زندگیمون از راه مسافرکشی میگذره (31497)
 
مسعود
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۰۹:۴۹:۵۳
لابد همه ملتی که شب بیرون آمدند مسافر کش بودند! والله توشون پژو دویست و شش و زانتیا هم بود. (31520)
 
عبدالله بني آدم
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۰۷:۰۵:۴۲
سلام
اگرچه نفس سهميه بندي براي حفظ سرمايه عمومي كشور قابل دفاع است ولي اصل اجراي آنهم با سياسي كاري همراه بود . آيا تا كي مردم كشور ما بايد هزينه ناكارآمدي مسئولان را بپردازند ؟
مردم بايد تا كي فشارهايي را تحمل كنند كه محصول سوء تدبير و بي كفايتي مديران دولتي است ؟
اگر بناست سهميه بندي بنزين اجرا شود بايد مديران قبلي بي كفايت هم محاكمه شوند كه چرا در طول اين مدت پالايشگاه نساخته اند ؟ و چرا براي منافع افراد دايم توليد خودرو ميكنند ؟
براي اجراي سهميه بندي كارهايي لازم بود از جمله اينكه قبل از اعمال آن اقداماتي انجام شود :
1- تجهيز ناوگان حمل و نقل عمومي نظير اتوبوس و تاكسي
2- راه اندازي خطوط جديد مترو و تجهيز آن با خريد واگنهاي جديد
3- تعيين تكليف سهميه آزاد طبق بند (و) تبطره 13 بودجه 86
4- كاهش توليد حودرو
5- عزم جدي براي كنترل تورم و مهار قيمتها كه در اين مدت مهار گسيخته افزايش يافته است
6- برآورده كردن نياز مردم براي تابستان براي سفر با تجهيز ناوگان عمومي بين شهري و راه آهن و ...
7- مديريت توليد پالايشگاهها
8- افزايش بهره وري پالايشگاه و افزايش توليد بنزين در داخل
9- افزايش ارائه خدمات براي گازسوزكردن خودروها
10- كنترل توليد و فروش خودرو و توقف شماره گذاري در كلان شهرها
11- توضيح مسئولان براي دلايل اجراي طرح و برنامه زمان بندي آن
12- افزايش اطلاع عمومي در اجراي طرح و آموزش مردم
باتمامي اين مقدماتي كه از سوي دولت فراهم نشده است آيا اجراي طرح ميتواند به كارآمدي منتهي شود . بدون تمهيد اين مقدمات بايد گفت كه اصل اجراي اين طرح سياسي و در رودروايسي مسئولان دولت و مجلس در مقابل هم صورت گرفته است . ولي مردم كجاي كارآند ؟ آيا كسي به رضايت مردم و اينكه تا كي بايد تاوان بي كفايتي مديران دولتي را بپردازند انديشيده است ؟
تداوم اين مديريت بدون فكر و انديشه يعني ظلم به مردم ،
اعدلوا هو اقرب للتقوي (31498)
 
حسین
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۰۷:۱۲:۲۱
بسیار تحلیل جالب و جامعی بود ، اما آیا اینکه خود شما بگویید سرمایه های اجتماعی در ایران چنین و چنان شده و پایین آمده ، تضعیف نظام نیست؟ اینکه مرز تضعیف نظام براستی کجاست و چگونه باید آن را از آزادی بیان تفکیک کرد خود موضوع قلبل بحثی است و امیدوارم نویسنده محترم در فرصتی به طور جامع به آن بپردازند (31499)
 
محمود
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۰۸:۱۱:۴۳
مرحبا به دولتمردان و كارآمدي ايشان! بنده به عنوان فردي از افراد جامعه از همه حكومتيان معذرت مي خواهم! نفت بشكه اي 80 دلار است بعد بنزين گرانتر مي شود، سهميه بندي مي شود و تورم بيشتر مي شود. آيا مديريت اين است؟ به جاي متهم كردن مردمي كه هر جا مسئولين كم مي آورند از آنها مايه مي گذارند و يا جناحهاي مخالف، وضعيت مديريتي كشور را زير سوال ببريد.
مگر قرار نبود تا مرداد سهميه بندي نشود. يكدفعه اي اعلام مي كنند از فردا سهميه بندي آغاز شد. آيا مردم بايد به تصميمات يك شبه مسئولان اعتماد كنند. تازه شما معترضيد كه بايد فردايش اعلام مي كردند كه از ساعت 12 شب سهميه بندي شده؟ مرحبا! همه اينها نشانه بي تدبيري است. خوب، حالا كه مسئولان و طرفدارانشان تدبير ندارند مردم بايد به فكر خود باشند و توجهي به اين بي تدبيريها نكنند. فقط ببيند چه تصميمي گرفته شده بعد خودشان چاره كار خودشان را بكنند.
لطفا همه خجالت بكشيد! (31502)
 
ناشناس
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۰۸:۲۱:۵۷
1-رئيس كميسيون انرژي مجلس گفته است كه سهميه بندي دوام نخواهد آورد !
2- نمايندگان براي طرح سه فوريتي لغو سهميه بندي امضاء‌جمع ميكنند .
3- نتيجه ؟ (31504)
 
امير
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۰۸:۳۲:۳۷
آيا نويسنده محترم فراموش كرده اند وقتي دولت قبلي در يك اقدام معقولانه به صورت پلكاني هر ساله مبلغي به بهاي بنزين اضافه مي كرد همين مجلس فعلي كه الآن اجبارا مردم را خانه نشين كردهاند چه فريادهاي كه بلند نكرد و طرح تبليغاتي تثبيت قيمتها تصويب كرد همين آقايان حداد و توكلي چقدر براي آن به به و چهه چهه نمكردندد چطور حالا اگر كوچكترين پيشنهادي براي كم شدن فشار به مردم داده مي شود ضد منافع ملي ضد دو.لت و تعبير مي شود براي مردم اين تغيير سريع موضع قابل قبول نيست . لطفا براي مسافرت تابستاني ما فرهنگيان كه نه ما زن و بچه خود منتظر گذاشته ايم فكري بكنيد (31507)
 
مهدی
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۰۸:۳۹:۵۶
چی شد ناگهان به خودم اومدم بنزین سهمیه بندی شد پس از گذشت اینهمه سال کاری جز فکر کردن ندارم تصورشو بکن انگار توی یک سردابه سیاه تا ته پله ها رفته باشی و روی هر پله بریده باشی و نصفه جون شده باشی که مگه سرنگون نشی وقتی رسیدی به ته سیاه چاله تازه به خودت بیایی که اینهمه رو واسه چی اومدی میدونید درد چیه در اینه که بیاد نیاری اینهمه پله رو اومدی که برسی به پله آخر ...

همه عمر از مسیر کج ...

همه راهها از مسیر کج ...

راهها گاهی از مسیر کج میگذرند...

خط راست فقط خطی بود که در کتاب هندسه بود. (31509)
 
ناشناس
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۰۹:۰۰:۵۵
این مسئله قابل پیش بینی بود شب چهارشنبه و صبح چهارشنبه مشکل شمارا حل نمی کرد. آقا مردم به بلوغ سیاسی رسیدند اگر آقایان به بلوغ فکری و جناحی نرسیدند حالا چرا کاسه کوزه را سر خبرگزاری نورچشمی خود خراب می کنید وقتی پای منافع میاد انگار شما برادر خود را هم فدا می کنید چه برسد به مردم بیچاره و دست از همه جا کوتاه و خبرگزاریهای رنگی (زرد و قرمز و ...) راستی کاربرد مفهوم روانشناسی این رنگ ها هم تازگیها سیاسی شده؟ (31512)
 
دموکرات
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۰۹:۰۵:۱۹
متاسفانه به دلیل فرهنگ نادرستی که ما در ایران داریم بسیاری از ماها بجای آنکه بفکر آینده و یا زندگی خود باشیم عملا در طول روز روی اعصاب همدیگر راه می رویم و شاید باور نکنید ولی کار کردن در کنار ایرانی ها را باید کار با اعمال شاقه نامید! متاسفانه این مساله باعث شیوع انواع بیماریهای روانی در مردم شده که پر توقعی مردم هم بنوعی مزید بر علت شده است. ایت بیماران روانی را در طول روز همه جا می توان دید: صف نانوایی، پشت چراغ قرمز، ادارات دولتی، نهادها و ... . (31513)
 
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۰۹:۰۵:۳۵
هرچند دیر اما آغاز راهی است که سرانجامش سرافرازی و عزت ایرانیان است در دیگر بخشها نیز چنین شهامتهائی لازم است که انشااله بعد از این اغاز شوند
1) اصلاح و تثبیت قوانین تجارت
2) اصلاح سیستم بانکی و پویائی آن (31514)
 
وحید
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۰۹:۰۷:۴۰
متاسفانه حقایق تلخی بود (31515)
 
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۰۹:۲۶:۴۱
ناكار آمدي دولت را توجيه كردن راهكار حل مسايل نيست. اين درس بزرگ 6 تير است كه از آن غافليد. (31517)
 
محمد
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۰۹:۲۹:۳۰
به استحضار میرساند ما چند نفریم در یکی از وزارتخانه ها مشغول بکار .عمدتا از بچه های جبهه و جنگ و دارای سابق کاری بالا و دانش کافی مرتبط با کار .بصورت قراردادی کار میکردیم .همگی دارای سلامت کار و عدم الودگی اقتصادی .این ماه بدون هیج دلیلی عذر ما را خواسته اند و در حال جایگزین کردن افرادی هستند و ظاهرا ملاک ،توصیه، سفارش و خط و خط بازی است .
حال همه ما که متاهل بوده و خانواده هایی را ساپورت میکنیم در بدر بدنبال کار ابرومند
در حال گشت و گذار و لذت بردن در پناه اسلام و رژیم خدمتگذار جمهوری اسلامی هستیم .با این وضعیت اقتصادی کشور .
تعداد زیادی را قبل از ما بدینگونه به اصطلاح دک کردند .و خدا را شاهد میگیریم تا بحال
در حوزه های مختلف کاری مرتبط کسی نگفته بود شماها توانمندی ندارید .این حقیر
به شخصه تا بحال با کمک دوستان کارهای ارزنده ای را انجام داده ایم و حتی اقای معاون وزیر پزش را چند روز پیش در تلوزیون میداد .این یک سناریو .
میخواهید سناریوی دوم و سوم و...را برایتان تشریح کنم ؟فکر کنم تمام صفحات الف را باید به ان اختصاص دهید .
ایا جوابتان را گرفتید ؟
بوجود امدن مسائلی نظیر 6 تیر بسیار زننده بوده و قطعا به نفع کشور نیست .وضع فرهنگی مردم هم بسیار پایین امده است .
چه کسی مقصر است ؟صدا و سیما در کدام حوزه فرهنگی عمل کند وقتی که ظلم توسط عده ای اعمال میشود .ظاهرش هم درست است .انواع بهانه ها و توجیهات را میاورند و خود را پسر امام جعفر صادق جلوه میدهند .از ملت هم چه توقعی دارید ؟فشار غیر منطقی تا چه حد ؟حفظ انگیزه ها در مقابل برخوردها ی غیر اصولی تا چه حد ؟
بنده هیچگاه برخورد براندازی با نظام نخواهم کرد زیرا بنفع منافع ملی نیست .کلیه تحولات بایستی بصورتی ارام و همراه با افزایش بلوغ جمعی انجام گردد ولی وضعیت تاسف بار و بسیار درد اوری را ایجاد کرده اند .بیچاره ما که چشم به انسوی مرزها میاندازیم با لشگر جراری مواجه ایم و در داخل کشور هم میبینیم که گلوی ما را گرفته اند و میفشارند تا بمیریم .ادامه این فشارها حذف کامل نیروهای متعهد به انقلاب و کشور را باعث خواهد شد .ادامه فقر هم ایمان ملت را بر باد خواهد داد .
خدا را گواه میگیرم که بی غرض نوشتم .
به هر حال بروز این وضعیت با گفتن اینکه کار فرهنگی انجام شود دردی را دوا نمی کند .پکیج همگونی با ویژگیها و ابعاد مختلف نیاز است .کشورداری هم یعنی همین .وگرنه میرفتیم مسئولین را از سر میدان جمع میکردیم و به انها پست میدادیم .
در خاتمه عرض میکنم از بزرگی شنیدم که جامعه کفر به هر حال به جلو میرود ولی جامعه ای که ظلم در ان باشد برکت را از بین خواهد برد .ایا این درست است که بگوییم خلایق هر چه لایق ؟واقعا جواب این مثل را
برای شرایط فعلی جامعه نمی دانم .ایا مردم بسیار خطا کار شده اند؟خدا عالم است
با تشکر (31518)
 
رحمان
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۰۹:۳۶:۳۵
خیلی متاسف شدم!خیلی راستی نیروی انتظامی کجا بود؟ایا اصولا قبل از اعلام به نیروی انتظامی اطلاع داده اند!؟یا نیروی انتظامی هم غریبه بوده!؟ ویا کوتاهی کرده!؟ (31495)
 
ناظم
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۰۹:۵۲:۱۸
آقاجان پوپولیسم در این مملکت کار می کند. چه دولتیش چه ضد دولتیش و اصلاحیش. همه می دانند چه خبر است و مردم را آلت دست کرده اند علیه همدیگر و به نفع منافع خود. (31521)
 
حسن
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۰۹:۵۳:۲۶
قرار نبود بنزین به یکباره گران شود دولت خاتمی بنزین را به تدریج تا قیمت جهانی می رساند اما متاسفانه مجلس هفتم در اولین فرصت تشکیل مجلس ، با اصلاح برنامه چهارم توسعه خرابش کردند و حالا مثل ... مانده اند توی گل. از ماست که بر ماست (31522)
 
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۰۹:۵۵:۲۴
به قول یکی از دوستان مساله بنزین فقط به یک مساله احتیاج داشت. جگر. آنهم که در احمدی نژاد به مقدار فراوان یافت می شود. اما غرض ورزان خون به جگرش می کنند با این عوامفریبی شان و سوء استفاده از احساسات غیرمنطقی (31523)
 
محمد
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۱:۴۸:۵۱
موافقم اما حالا اطلاع رساني لازم است ، آمار يك ماهه خردادكه محدوديت هم نداشت نشان داده كه 57 در صد صاحبان خودروها، زير 100 ليتر مصرف ميكردندوبخش زيادي از صاحبان موتورسيكلها هم كمتر ازيك ليتر. كل خودروها و مورسيكلت هاي كشور كمتر از 11 ميليون هستند ( بعضي از خانوارهاي كشوربيش از دوخودرو ياموتورسيكلت دارند ) پس از حدود 5/17ميليون خانوار كشور حدود 7ميليون خانوار فاقد وسيله نقليه بنزين سوز هستند .
حدود 600هزارخودرو هم يادولتي هستند يا عمومي ومسافر كش كه سهم گرفته اند.
جمع آنهايي كه با سهميه بندي تطابق دارند حدود 14 ميليون(حدود80 درصد) خانوارند .
ميماند 20 درصد كه بهتر است ستاد تبصره 13 به تفكيك مصرف آنها را در طبقه بندي اضافه مصرف 20 ليتر درماه تا سقف 200 ليتر(در طول خردادماه ، به عبارتي دوره اي كه استفاده از كارت هوشمند اجباري شد ) اعلام كند تا معلوم چنددرصد مصرف خيلي زيادداشته اند.
با استفاده از اين آمارمعلوم ميشودمخالفين سياست سهميه بندي چند درصدند . (31540)
 
رضا
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۰:۰۲:۰۰
به نظر من سایت الف یک کار مفید می تواند بکند. بیایید خلاصه مطالب نوشته شده و تمام نظرات ارائه شده از سوی کاربران در مورد مطالب نوشته شده راجع به بنزین در این مدت را که خوشبختانه کم هم نبوده جمع بندی کنید. بخشی از آن ها درددل و طرف داری و مخالفت سیاسی صرف است و می شود آن ها را کنار گذاشت ولی بخش دیگر نقاط تاریکی از مساله را روشن می کند یا دیدگاه های بخشی از جامعه را منتقل می کند یا راه حل های معقول و عملی ارائه می کند. این نظرات را جمع بندی کنید و به وزارت نفت منتقل کنید. قطعا این کار در فهم بهتر شرایط واقعی و واکنش افکار عمومی و در نتیجه بهبود اوضاع موثر خواهد بود.

یک پیشنهاد مشخص هم این است که بیاید و یک نظرسنجی راجع به گزینه های مختلف مطرح شده (مثلا ارائه یا عدم ارائه بنزین مازاد یا تخصیص سهمیه تابستانی به قیمت واقعی و بقیه مباحث) ترتیب بدهید تا حس بهتری از خواسته های مردم داشته باشیم. (31525)
 
محمد
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۱:۵۹:۳۱
چند درصد جامعه به كامپيوتر دسترسي دارند و با اينترنت آشنايي دارند ،اينگونه آمار، نظر بخش محدودي از جامعه است ، بخصوص فقرا كه نان شب ندارند ، با اينترنت چه قرابتي دارند ، اين آمار نميتواند نظر جامعه باشد و گول زننده خواهد بود ، اينجا اروپا يا آمريكا و ژاپن يا كره نيست كه ضريب نفوذ اينترنت در آنها بيش از 80 درصد باشد لذا دقت شود كه تكيه برآمارهاي اينترنتي در مسائلي كه عامه مردم رادر برميگيردخطر ناك است (31544)
 
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۰:۱۷:۳۱
اين راه را با هم طي ميكنيم با بنزين سهميه دولتي 300 ليتر و ماشين شخصي كه مي شود 400 ليتر و احتمالا 200 ليتر به خاطر خدمت رساني سريع تر!باه هم طي كنيم ؟ (31526)
 
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۰:۲۰:۰۸
بنده زیاد که چه عرض کنم اصلا از این دولت خوشم نمیاد اما حس می کنم در این قضیه سیاسی کاری علیه این کار می شود. به نظر حقیر کار دولت در هزینه کردن از اعتبار خود در مقابل مردمی که هر آن ممکن است با شعارهای احساسی به سمتی حتی ضددولت کشیده شوند شایسته تشویق است و نه کاری که الان صورت می گیرد. (31528)
 
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۰:۲۵:۲۹
همه آدم بده شدند بجز خودتان؟
مردم که بیمار اجتماعی شدند- بقیه هم که ناخواسته نوکر دشمن و غرب شدند-یعنی یه جوری قیافه حق به جانب گرفته اید و بقیه باید به شما خدمات بدهند و بهبه و چه چه سر دهند

بی اعتمادی و به هم ریختگی مردم ناشی از کسانی است که در راس امور هستند - کسانیکه نمیتوانند راجع به زمان اجرای طرح خود اظهار نظر کنند و مجبور به غافلگیری مردم هستند- وقتی مردم در طول 2 سال گذشته با غافلگیری در امور روبرو بوده اند دیگر چه اعتمادی باقی میماند (31530)
 
احد اسدی
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۰:۴۸:۲۸
بارها به این مهم فکر کرده ام که روزی مردم ما به این تفکر برسند که اگر کاری به یک شخص محول شد جرعت پیدا کند و بگوید این کار در توان بنده نیست؟
نویسنده مقاله خیلی بجا مطالب را بیان کرده است ولی بنده می خواهم به خیال پردازی بپردازم.
گیرم که بخاطر بنزین جنبشی در کشور رو داد و همه مردم ریختند و شعار دادند و انچه دلشان خواستند گفتند بعدش چی؟
بعد از 28 سال تحمل زحمت می خواهیم برای یکصد سال دیگر نیز به مستمره در اییم؟
یا دشمنان که در حال حاظر طرح تجزیه کشورمان را روی میزشان دارند و دارند تبلیغ می کنند می خواهیم کشورمان را تجزیه کنیم؟
چه هدفی در سر داریم ؟
می خواهیم جنگ داخلی براه بیاندازیم انچه در 28 سال گذشته درست کرده ایم با خون خوری زیر تحریم و ان همه تحمل مصیبت ها بزنیم همه چیز را خراب کنیم؟
یا اینکه مثلا به دنیا بگوییم بعد از 28 سال ما نتوانستیم در کنار هم با ازادی زندگی کنیم بیاید شما به ما حکومت کنید؟
البته این یک تصور سرابی است که اگر شیطان در فکر ما نفوذ کند شیطان های کوچک بزرگ کم نیستند بیایند در داخل کشور اقدام به جنایت تاریخی دست بزنند.
در این میان حوادث چند روز گذشته
را نباید به پای و مردم شریف ایران گذاشت.

اتش زدن بانگها:
در سال 57 بانگ ها را اتش می زدند زیرا ان بانگ ها متعلق به مردم ایران نبود.
اماکن دولتی را اتش می زدند زیرا در داخل ان اماکن دولتی یک عده خیانت کاران و وابسته به بیکانه داشتند بدون هیچ احترامی به مردم به فتنه گری مشغول بودند.
به چه دلیلی به اتوبوس ها اسیب می زنیم؟
چرا ابادی ها را خراب می کنیم؟
اگر عصبانی هستیم چرا باید خراب کرد فردا باید پول این خرابی ها را کی پرداخت کند مگر جز حود شماها؟
ولی حقیقت عصبانی چه بوده است اگر مردم هم در میان بودند؟
بنده سعی خواهم کرد انچه به نظرم می اید بنویسم و از سایت الف هم می خواهم انتشار دهد:
عصبانیت مردم از عدم برخورد جدی با مفسدین اقتصادی است.
عصبانیت مردم از رشوه گیری ها اشکار و علنی اقایان و اقازاده ها که در دوره خاتمی ابروی نظام را زیر سوال برده است.
در لباس روحانیت سیصد میلیون از شهرام خان را بالا کشیدند و دارند هر روز بر علیه دولت ازادانه نطق مق می زنند.
عصبانیت مردم از احزاب و گروه های ظاهری سیاسی است که انکار می بایست در حکومت می ماندند و مردم گناهکارند که افراد دیگری را انتخاب کردند.
مردم از دست اصلاح طلبانی عصبانی هستند که با سکوت خود و غور زدنها و خیانت کاریها و انتقاد های بی مورد و نوشتن نامه های 53 نفری غیر علمی و غیر اصوالی مردم را به هیجان می اورند.
مردم از دست قوه قضائیه عصبانی هستند که چکونه رئیس زندان و چند قاضی باعث شد شهرام خان فرار کند؟
مردم عصبانی هستند این پیر ولایت هر روز و هر ماه فریاد می زند با مفاسد اقتصادی و هر نوع مفاسد برخورد جدی شود ولی عمل نمی کنند؟
اری مردم عصبانی هستند از گرانی و کمبود مسکن و قیمت تا به عرش رسیده گرایه نشینی این مردم عصبانی هستند.
این مردم عصبانی هستند که روی دریای نفت نشسته ایم مانند گلی در وسط دریا داریم از تشنگی هلاک می شویم؟
چرا فریاد نمی زنید که دولت خاتمی هشت سال و هاشمی هشت سال در 16 سال چرا در کسترش پالایشگاه برای تامین و افزایش بنزین سرمایه گذرای نکرده اند چرا همه کاسه ها را سر احمدی مزاد دارید خراب می کنید؟
ای بی انصاف ها : سخنم به ااصلاح طلبها و دوستان نامرد انهاست:
مگر شماها در قدرت و حکومت نبوید؟
چرا برنامه ریزی نکردید؟
چرا در تهیه بنزین مردم و کشور سرمایه گذاری نکرده اید و امروزه دولت جدید را با این مشکل روبرو کرده اید و برای حل مشکل که کاری انجام نمی دهید نامردی تا کجا از هرفرصت بدست امده و از هر رسانه و روزنامه و همه چیز برای ضربه زدن به دولت کوتاهی نمی کنید؟
در هر حال این مشکل را شما بدست دولت فعلی گذاشته اید؟
مشکل مسکن را احمدی نزاد در عرض این دوسال درست کرده؟
چه خیانتها و چه بی برنامه گی ها سو استفاد ها ی مدیریتی دزدیها چپاول بیت المال رشوه و اعتیاد فحشا همه اینها را شما به دولت احمدی نزاد به هدیه نگذاشته اید؟
همین که احمدی نزاد به ریاست جمهوری رسید مشکل ها از اسمان نارل شد؟
اقایان:
شماها با ازادی و دمکراسی چه غربی و چه شرقی و چه اسلامی بیکانه اید.
شماها نامردید.
شماها نه قانون می فهمید و نه اسلام.
اقایان : شماها اصلاح طلب نیستید قدرت طلب هستید.
شماها اسلام ودین و مذهب را فدای رسیدن به قدرت کرده اید ونمونه های این مسئله هم زیاد است.
مردم و روشنفکران توجه کنید:
کدام شخصی برای گرفتن رای مردم در عصر انترنت حواله پنجاه هزارتومان می دهد؟
این اقا اسلام را قبول دارد؟
این اقا شبعه حسین است؟
این اقا نماز خوان است یا تاجر؟
مردم این فرد شیاد کلاه بردار است.
دزد است خائن است رشوه گیر است
ابروی اسلام را دارد می برد.
گویا بعضی از ما مردم هم هنوز باید شمشیر حق ایستاده بر سر ما باشد که راهمان را گم نکنیم.
واسلام
بنده خیلی نارخت هستم زیرا منافقن و سلطنت طلب ها در امریکا جشن جنبش رهایی بخشی به رهبری رئیس جمهور منتصب مریم رجوی گرفته اند که می خواهند به ایران بیایند ولی چون کارت بنزین هنوز بدستشان نرسیده به محض دریافت کارت تشریف فرما خواهند شد
اگر مطلبی را تند نوشتم می توانید اصلاح کنید (31532)
 
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۵:۳۷:۰۲
احد جون .نظراتت را قبلا خوانده ام و باطرز فکرت اشنا هستم .ولی ترا به خدا تند نرو .
بحث اصلاح طلب و اصولگرا نیست .درد ما بی برنامگی و هیئتی کار کردن است چه اصولگرا و چه اصلاح طلب .حالا مابقی مشکلات را نگفتم .فقط صبر کن و ببین .در جمع بندی کارنامه دولت در پایان دوره منتظر نظراتت خواهم بود .واقعا امیدوارم که در پیش بینی خود اشتباه کرده باشم .اخه دولت بد باشه چه سودی بحال من و خانواده ام .بالعکس دعا میکنم که خود را اصلاح کنند و موفق بشوند.ضمنا مریم رجوی نابکار ، فاسد و معلوم الحال جایی در این مملکت ندارد وای بحال ملتی که یک فا... رهبرش شود . (31576)
 
احد اسدی
۱۳۸۶-۰۴-۱۰ ۰۰:۴۳:۵۴
از شما دوست گرامی ممنون هستم ولی مهمی در کار است شاید در داخل کشور عده کمی متوجه ان باشند.
در هر کشور مترقی وقتی انتخابات تمام می شود همه یا اکثر احزاب و گروه های سیاسی تاثیر گذار دور دولت جدید یا رئیس جمهور جمع می شوند و از وی در برابر تهدید خارجی حمایت به عمل می اورند تا دشمن جرعت اخلاف فکنی و جسارت نیابد.
مشاهده می کنید بعد از انتخابات در ایران همه گروه ها و احزاب شرکت کننده در انتخابات جپهه گرفتند و از روز بعد شروع تعضیف رئیس جمهور و دولت کردند ان هم در این شرایط و اوضاع جهانی.
احزاب با انتقادهای غیر منصفانه و غیره در داخل سعی در ایجاد بحران دارد و نمونه مسئله بنزین یکی از انهاست تا نظام سرگرم شود و در خارج به کشتار مردمان بی گناه اقدام می کند.
البته منافع ملی ما مهمتر از مسایل خارجی است ولی این روزها منافع ملی ما به خارج هم ربط پیدا کرده است.
اگر لشگر کشی به عراق به سود اشغالگران پیش می رفت امروز اوضاع سوریه و ایران و لبنان و دیگر کشورهای منطقه خدا می داند در چه اوضاعی بود.
اگر دولت کار جمعی نمی کند دلیلش این است مخالفان دولت در حقیقت مبارزه مدنی راه انداخته اند این مطلب را باید در داخل همه بدانند زیرا در خارج این مسئله اشکار است.
سکوت احزاب و گروه ای سیاسی در داخل در برابر دولت و رئیس جمهور را چه می نامید؟
احزاب به دولت کمک نمی کنند که وظیفه احزاب است؟
سران احزاب ما با بیکانه باجی باجی شده اند نه با رهبران داخلی در کشور این عمل یک تفکر سرطانی ایست که ما مشکلات داخلی خودمان را به بیکانه بگوییم و برویم در حارج از کشور و در سخنرانی هایی که می کنیم در دانشگاهی کشورهای غربی و امریکا از انجا به دولت خود و رئیس جمهور مردم انتقاد کنیم و سعی کنیم خودما ن را لیبرال نشان دهیم تا دشمنان و عوامل خارجی دست بزنند این عمل شرم اور نیست؟

چرا سران احزاب از دولت حمایت علنی در برابر دشمن قسم خوردن نمی کنند؟
حال که حمایت نمی کنند چرا سنگ اندازی می کنند ؟
انتقادهای بی مورد می کنند.
این کار به نظر من خیانت به ملت است و اطلاعاتی که بنده در اینجا دارم نوعی مبارزه مدنی در راستای سرنگونی نظام است که دشمن طراحی کرده است و در ان راستا حرکت می کند.
به نظر من این دولت تنها شده است.
دوست و یاری برای اجرای برنامه های خود ندارد زیرا هم دشمن داخلی و هو خارجی در یک راستا حرکت می کنند سرنگونی نظام.
اگر مخالفان در داخل نمی دانند بدانند ادامه این کار به نفع مردم نیست.
شما به کسانی که نظر می دهند توجه کنید در راستای مخالفت با نظانم سازماندهی عمل می کنند.
البته مشکل اساسی در مجاست/
ما نیازمند تغیراتی در مورد قوانین انتخاباتی هستیم که به ان اشاره می کنم.
کسی که عضو مجمع است و کاندید می شود نباید بعد از انتخابات به کارش ادامه دهد زیرا این فرد یا افراد همان کاری را خواهند کرد که این اقایان دارند می کنند.
کار نخواهد کرد هم عضو مجمع مصلحت ماند و هم در انتخابات شکست خورد و هم با دولت جدید با رقیب انتخاباتی همکاری کرد که این با منافع ملی در تضاد است.
این قانون باید اصلاح شود.
مجلس بای دقانونی هم در مورد اتهام زنی باید سریعا تصویب کند که هر کس یا گروه و یا نشریه اخبار کذب و بدون نمدرم و اسناد انتشار دهد باید تعقیب قانونی شود.
اقایان ما در شرایط معمولی قرار نداریم بخاطر دشمنی ابر قدرت غرب و کشورهای غربی و نوکران عربی انها ما نیازمند اتحاد و وجدت هستیم تنها راه موفقیت همان است که امام ره فرمودند اگر با هم تضاد پیدا کردید و هر کس حرف دیگری را قبول نکرد و اختلاف افتاد فاتحه انقالب را باید خواند.
اگر این اقایان به اوامر امام و رهبری پیبند هستند.
من از سران گروهها و احزاب و سران نظام تقاضا دارم برای نشان دادن اتحاد در یک محملی در برابر رسانه های خارجی و داخلی جمع شوند و عالنا با حفظ اختلاف سلیقه ها از دولت و رئیس جمهور اشکارا حمایت کنند.
در صورت ادامه اختلاف افکنی و تفرقه دشمن با کستاخی خود ادامه خواهد داد تفرقه هست که دشمن را به عملیات مختلف تشویق خواهد کرد.
حمایت از دولت و رئیس جمهور حمایت از منافع ملی ماست.
گرچه دولت مشکلاتی را هم دارد ایا خارجی ها مشکلات ما را باید حل کنند شما اقایان که در هشت سال در قدرت بودید.
درد و مسایل بیشتر از اینهاست مه نمی شود هم هرا در اینجا نوشت.
همه مشکلات ایجاد شده بخاطر افشای مافیا نفتی و اقتصادی است که دکتر حرفش را می زند ولی چون قوه قضائی همکاری جدی نمی کند مشکل به بی اعتباری نظام می انجامد و قدرت طلبان به اتهام زنی و ایجاد مشکلهای مختلف کستاخ می شوند.
نیاز داریم قوهقضائیه جدی عمل کند والا مردم اعتبار خو درا به نظام از فکر خواهند داد.
مثال می زنم چرا جاسوس ازاد می گردد؟
همکاران جاسوس موسوی کی ها هستند کجا هستند جکار می کنند؟
چرا سکوت کرده اید اقایان؟
چرا شهرام خان پرونده اش در این شرایط سریعا معلوم نمیشود؟
شهرام خان به کدام نماینده ها رشوه پرداخت کرده است؟
اقا این مسایل باید تیتر روزنامه ها باشد.
مردم ایران علاقمند نیستند کارها طول داده شود .
اگر کارها طول بکشد حتما کاسه ای زیر کاسه است.
ما اگر نتوانیم جدی باشیم دشمن جدی تر وارد خواهد شد.
درد زیاد است دوست عزیزم (31625)
 
محمد
۱۳۸۶-۰۴-۱۰ ۱۰:۴۵:۴۶
احد جون اصولگراها هم کم بد نمیکنند و انچنان صل علی نیستند .خدمتت عرض کردم اگر جامعه درای منطق و نظم شود سو استفاده ها نیز کاهش خواهند یافت (31646)
 
بنده خدا
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۲۱:۴۸:۳۳
احد دلبندم : جرات است نه جرعت ، مستعمره است نه مستمره ، بانک است نه بانگ ، اصولی است نه اصوالی ، کرایه است نه گرایه ، احمدی نژاد است نه احمدی مراد ، نبودید است نه نبوید . بیگانه است نه بیکانه ، والسلام است نه واسلام ، ناراحت است نه نارحت ، منافقین است نه منافقن .
اصلا هم تند ننوشتی ، اگر آدم برای شست و مال و مشت و مال کم دارید ، یکی دو نفر باقی مانده اند ! اسم بدم !؟ (31618)
 
۱۳۸۶-۰۴-۱۰ ۰۷:۲۷:۳۹
اقا غلط املایی این بنده خدا را گرفتن شد منطق .برای شما متاسفم (31629)
 
بنده خدا
۱۳۸۶-۰۴-۱۱ ۱۵:۴۵:۴۰
از وقتی شده است منطق عزیز دل برادر که ناسزا گویی و همه را فاسد دانستن مد شده است .
یک بار متن احد آقا را مطالعه بفرمایید .
در ضمن احد آقا خودش بزرگواری کرده و گفته : اگر تند نوشتم اصلاح کنید ! باورکن اصلاح طلب هم نیستم . صبور باشید . لطفا (31757)
 
۱۳۸۶-۰۴-۱۲ ۰۰:۰۸:۳۸
ما که متوجه نشدیم جنابعالی چی فرمودید .خصوصا جمله اخرتان که بنده را به صبوری دعوت فرمودید . اینکه از موضع یک اصولگرا و یا اصلاح طلب ننوشتید قبول ولی
هنوز هم با نحوه نگارش جنابعالی موافق نیستم ،ثانیا اقای اسدی روی صحبتش به همه نبود .البته قسمتهایی را هم که تند رفته بودند تایید نمی کنم .ببینید این سایت و یا هر سایت دیگر ی را که در نظر بگیریم بایستی با روش درستی مسائل را در ان مطرح کرد .اگر اقای اسدی اشتباه کنند و به قول شما همه را فاسد بدانند .شما صبور باشید و با طرح درست مسئله تاثیر خود را
بگذارید .قصد و بحث من شما نیستید بلکه
بسیاری از افراد در این قبیل سایتها به یکدیگر محترمانه فحاشی می کنند و این امر شیرینی استفاده از کامنت ها را میگیرد .
مرتب دارند ماهی سفید را با تیغش به خورد ما میدهند .البته فکر میکنم اکثریت قریب به اتفاق کاربران این سایت انسانهای شریف و خوبی هستند منتهی شاید نوع نگارش انها با مقوله ای که دقیقا در ذهنشان می گذرد منطبق نباشد .به هر صورت برای جنابعالی و اقای اسدی ارزوی سلامتی و توفیق دارم .اون شیخ فاسد رشوه گیر هم
ما را حلال کند زیرا فکر کنم به ان بدیها یی
نباشد که مطرح نموده اند و البته ایراد هم دارد. (31818)
 
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۱:۰۹:۰۵
مرسی. خیلی خوب بود اما باید سهمیه ها کمی معقول شود. سه لیتر باید بشود چهار یا پنج لیتر (31537)
 
طاهری
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۲:۲۶:۱۵
بنده به عنوان یک شهروند تهرانی به نوبه خودم از این انقلابی که در عرصه سوختی کشور ایجاد شده خوشحال هستم چون واقعاً یک همچین حرکتی باید امروز فردا انجام می شد اما باید یک سری فرهنگ سازی هایی قبل از سهمیه بندی اعمال می شد که مردم این اتفاق را یک فاجعه در ذهن خود تلقی نمی کردند. (31548)
 
رضا
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۲:۲۷:۵۰
ایران تنها کشوری در دنیا است که قیمت یک لیتر بنزین از یک لیتر آب خوردن ارزان تر است!
با کمی تامل قضیه حل می شود (31549)
 
فرجي
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۲:۳۱:۵۹
آيا طراحان طرح (هيئت وزيران، نمايندگان، مديران ارشد و . . . ) هم در مصرف بنزين در مضيقه قرار ميگيرند.
بابا كجاي كاريد از قديم گفتن يه سوزن به خودت بزن بعد يه جوالدوز به ديگري
راستي از محدوديت‌هايي كه براي شهروندان تصويب ميكنيم همانند سهميه‌بندي بنزين، طرح ترافيك،محدوده زوج و فرد و . . . . ) شامل حال كداميك از مسئولين شده و ميشود.
مطمئن باشيد اگر مردم ذره‌اي احساس فقط احساس كنند كه تصميم‌گيران در مشكلات مردم شريكند با كمال ميل با رويي باز همكاري ميكنند. (31550)
 
محمد صبا
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۲:۳۳:۰۶
راهتان ناقص است. مهم ترین عامل مصرف بی رویه سوخت وجود ماشینهایی است که چند برابر استاندارهای روز بنزین دود میکنند و شما این عامل را ندیده اید.
http://m-saba.persianblog.com (31551)
 
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۳:۱۰:۳۶
ناديده نگرفته اند ، برنامه خروج خودروهاي فرسوده از چرخه نمونه آنست ، تخفيف گمركي براي واردات خودروهاي كم مصرف هم يكي ، درآينده ماليات برمصارف بالا وآلايندگي هم يكي ديگر ، دادن كمك به تحقيقات براي طراحي خودروهاي استاندارد هم يكي ديگر از اين سياستها، گازسوز كردن خودروهاي پرتحرك هم يكي ديگر ( گرچه اين مصرف انرژي را ممكن است كاهش ندهد)و...كارهايي كه دراين كشور به فراموشي سپرده شده بود و فقط افزايش قيمت (آنهم ناكارآمد ) اعمال ميشد . (31559)
 
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۳:۱۲:۳۳
1-در بند 1 نوشته اید مردم نسبت به یکدیگر !و دولت بی اعتماد هستند.:درست این است که بنویسید مردم به دولت بی اعتماد هستند و این بی اعنمادی از بی اعتمادی دولت به مردم نشات میگیرد.زیرا اگر دولت به مردم اعتماد داشت اخبار سهمیه بندی را طی 4 ماه از مردم مخفی نمیکرد و در خصوص روند تصمیم گیری اطلاع رسانی میکرد .اعتماد رابطه ای دو جانبه است.

2-در بند 2 به انعکاس خبر نارضایتی نسبت به سهمیه بندی بنزین از سوی خبرگزاری ها اعتراض کرده اید.:جالب این است که در امروز( شنبه) سایت الف با چنان حرارتی خبری درباره ی سانسور مسابقات ویمبلدون توسط بی بی سی درج کرده و آن را تقبیح کرده اید ولی خودتان تجویز سانسور میکنید.همچنین گفته اید ایسنا با درج خبر اعتراضات موجب تحریک افکار عمومی و گسترش تنش شده است.اولا:آیا اخبار ایسنا دروغ بوده؟ثانیا:اخبار ایسنا در پوشش آزاد خبری تنها مربوط به 4 ساعت اول اعتراضات یعنی حدود 1 تا 5 بامداد بود و علی الاصول همه مردم در آن زمان خواب هستند و معترضین نیز در آن ساعت شب و در خیابان به اینترنت دسترسی ندارند تا اخبار ایسنا به تهییج آنها بپردازد.(حرف های منطقی بزنید نه حرفهایی که از شدت تعجب...)

3-در بند 3 باز هم ضعف و بی برنامگی دولت در مورد اطلاع رسانی به مردم را نادیده گرفته و به رسانه ها ایراد گرفته اید چرا نگرانی مردم در خصوص بی اطلاعی شان از نحوه ی سهمیه بندی را منعکس کرده اند.

4- نویسنده در بند 4 با حرارت تمام نوشته دولت باید سهمیه بندی را 7 صبح چهارشنبه اعلام و اجرای آن را از شب قبل اعلام میکرد.نا گفته نگاه نویسنده ی این مطلب به اهمیت مردم و حق بدیهی مردم برای آگاهی از تصمیمات به این مهمی که زندگیشان را تحت تاثیر قرار میدهد پیداست.خدا را شکر که ایشان مسولیت مهمی ندارند.

5-در بند چهار برخی معترضین را اوباش نامیده اید.به هیچ عنوان تخریب اموال عمومی،سلب آسایش مردم و...را تایید نمیکنم.در عین حال باید توجه کرد به عنوان مثال فردی که تنها ممر درآمد او مسافر کشی با موتور است و سهمیه موتور 30 لیتر در ماه اعلام میشود و همه در آمد خود را از دست رفته میبیند،چگونه میتواند این خبر را هضم کند؟

6- بند 6 را میپذیرم.

7-در بند 7 نوشته اید خوب شد قیمت بنزین مثل کشورهای حاشیه ی خلیج همیشه فارس آزاد اعلام نشد.ایکاش متوسط درآمد مردم این کشور ها را هم مینوشتید.

8-در بند 8 به شکل عجیبی از افزایش قیمت کرایه تاکسی انتقاد کرده اید.آیا میشود از یک طرف برای تاکسی ها حداکثر میزان مصرف بنزین را تعیین کرد و از آنها انتظار پذیرش آن را داشت و از سوی دیگر از آنجاییکه قطعا راننده ی تاکسی با بنزین کمتر، تعداد مسافران کمتری را میتواند جابجا کند، از افزایش کرایه تاکسی او که برای ثابت نگاه داشتن درآمدش انجام میدهد انتقاد کرد؟

در پایان متذکر میشوم مساله ی بنزین در ایران مساله ای چند وجهی است که باید به تمام ابعاد آن توجه کرد . هر چند در این جا در مقام احصا همه ی موارد نیستم اما چند مورد را ذکر میکنم .از یک سو سالانه سوبسید فراوانی نسبت به درآمد کشور جهت تهیه ی بنزین پرداخت میشود.از سویی دیگر در ایران بنزین نه فقط به عنوان یک سوخت بلکه فراتر آز آن است.عده ی زیادی در سراسر کشور به طور مستقیم از آن بهره میبرند و در سیستم حمل و نقل غیر رسمی(مسافر بران شخصی،پیک های موتوری و...) از بنزین به عنوان سوخت استفاده میکنند.همچنین عده ای به طور غیرمستقیم از مزایای بنزین ارزان بهره مند میشوند.مثلا ساکان استانهای شمالی و مسافر پذیر بخش مهمی از درآمد خود را از مسافرانی که با اتوموبیل شخصی خود به آنجا می روند به دست می آورند و سهمیه بندی قطعا موجب کاهش مسافران به آنجا و نتیجتا کاهش درآمد آنها،بیکاری عدهی دیگر و... شده و زندگی آنها را تحت تاثیر قرار میدهد.در زمینه ی بنزین باید به تمام موارد توجه شود و چاره ای اندیشیده شود نه فقط یک بخش آن که مربوط به پرداخت سوبسید است. (31561)
 
يك دانشجو
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۳:۱۵:۱۷
من برخلاف نويسنده‌ي اين مقاله گمان مي‌كنم پوشش خبري اتفاقات آن شب بود كه باعث شد اين‌ها در حد يك اتفاق باقي بمانند و تنها به همان شب محدود شوند. در اين زمينه به نظر مي‌رسد كه سانسور بدترين كار ممكن و پاك كردن صورت مسأله‌اي است كه به راحتي قابل حل مي‌باشد. از جمله‌ي اين اتفاقات زياد پيش آمده است مانند حوادث شهرهاي آذربايجان و ... كه عدم اطلاع‌رساني صحيح و محكوميت عاملان سبب كش‌دار شدن مسأله و پرداخت هزينه‌هاي بيتر به علاوه‌ي بدگماني مردم به رسانه و دولت و گاهي نظام شده است. (31562)
 
محمد صبا
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۳:۱۷:۱۱
منظورم ماشینهای فرسوده نبود. منظور ماشینهای صفر کیلومتری است که بنزین مصرف نمیکنند بلکه بنزین میخورندو دود میکنند (31563)
 
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۳:۵۰:۱۸
ایران تنها کشوری در دنیا است که قیمت یک لیتر بنزین از یک لیتر آب خوردن ارزان تر است!
با کمی تامل قضیه حل می شود

دوست عزيز اين موارد را اضافه كنيد:
تنها كشوري است كه بر روي نفت خوابيده و بنزين جيره بندي است
تنها كشوري است كه درمان و بيماري معضل جامعه است و بيمارستان به عنوان تجارتخانه مي باشد درمان رايگان پيش كش
تنها كشورري است كه تحصيل فوق رايگان است
تنها كشوري است كه نفت 8 دلار و 70 دلار براي مردم تفاوتي ندارد
تنها كشوري است كه ... (31564)
 
صادق
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۵:۰۹:۵۶
باسمه تعالی
تحلیل نسبتا جامعی ارائه کرده اید لیکن چرا به علت اصلی نمی پردازید که زنجیره ای از علت ها ومعلول ها گرفتار آن است.روزی نخست وزیر وقت در سال 1364 مصاحبه می کرد که ما می خواهیم امپراطوری اخلاقی در جهان ایجاد کنیم با چه برنامه ریزی بد نبال چنین سرمایه اجتماعی ای بودند؟در عصر مدرن با شکل گیری جوامع بزرگ وکلان شهرها مسیر شکل گیری تعلیم وتربیت و ایجاد هویت انسانی در قالب شهروند بهنجار جز از از طریق آموزش وپرورش هدفمند وکارآمد؛ از طریق دیگری قابل دسترسی نخواهد بود.نیک نظر کنید خواهید دید مدارس ما به لحاظ ساختار ؛محتوا ومنابع انسانی فاقد کارآمدی لازم برای انجام این مهم است.لهذا انتظار معجزه نمی توان داشت.تجربه موفق و ناموفق دنیا موید این گفته است.از قدیم گفته اند از کوزه همان برون تراود که در اوست .سری به مدارس کشور اعم از عادی و ویژه بزیند خصوصا مدارس عادی دولتی تا ببیند که ریشه نابهنجاری ها کجاست!الحق مدارس عادی که فاجعه است خصوصا در دوره متوسطه !دولت ها می بایست داوطلبانه هزینه های آموزش و پرورش مترقی را بپردازند تا در بزرگسالی برای مهار نسل ناکارآمد نابهنجار هزینه های گزاف زندان ؛خشونت و تبهکاری های بزرگ را نپردازند.در کشورهای توسعه یافته بزرگترین سرمایه گذاری در آموزش وپرورش هر کشور صورت می پذیرید که به جرئت می توان گفت همه از آن غافلیم .خصوصا در طی این 28 سال رجل سیاسی و حکومتی را حتی در شعار بدان حد آگاه نیافتیم که اولویت سرمایه گذاری برای تعلیم تربیت نسل آینده را در دستور کار داشته باشد.برای همین شاید رسیدگی به این امر نیاز به تدبیر سه فوریتی برا ی همگان دارد تا شاید بتوان بخشی از آب رفته به جوی را بازگرداند!
نکته دوم آن که مگر دولتمردان در طی 16 سال اخیر که پی گیری واردات سیستم مونتاژ خودر های خارجی شخصی برای کارخانجات کشور بدون آماده سازی زیرساخت های آن اعم از آماده سازی پالایشگاه های بنزین یا گاز و همینطور بهینه سازی جاده های مواصلاتی داخل وخارج شهری در مناطق مختلف بالاخص شهرهای بزرگ ؛دوگانه سوز کردن خود روهای شخصی ؛ از رده خارج نمودن خودرروهای فرسوده وده ها مورد از این دست را در دستور کار مدیریت فرسوده تراز خودروهای قدیمی بی تفاوت قرار داده اند که توقع دارند چنین پدیده هایی اتفاق نیفتد.آنان طی سالیان متمادی از کنار این همه معضل براحتی عبور نموده اند.ناچارم برای کمک به این موضوع به بخش اول نوشته ام برمی گردم وآن اینکه باید با ایجاد مدرسه مدیریت از بین بهترین و مستعدترین دانش آموزان کشور با استاندارد های تایدد شده بین اللملی مدیرانی کارآمد ؛لایق و سالم تحویل اجتماع داد. که دانشگاه مدیریت برای کادر سازی بسیار بسیار دیراست! (31573)
 
سلامات
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۵:۵۶:۲۷
اجرائي ناگهاني سهميه بندي بنزين كاري خيلي خوبي بوده است.باور بفرمائيد كه اگر قبلا اعلام مي شد چندين برابر اين آتش سوزيهايي كه افراد اوباش ايجاد كردند در منازل مردم اتفاق مي افتاد .چون اكثرا\" سعي مي كردند. كه ذخيره سازي كنند.البته كاهش شديد آني تبعات منفي و برگشت ناپذير دارد.بهتر بود كه در چند مرحله و كنترل شده كاهش تدريجي صورت مي گرفت. (31578)
 
محمد
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۶:۰۶:۵۴
تکلیف ما حقوق بگیران بدون ماشین چیست ونصیب ماکالاهای با چند برابر قیمت شده است بدون اینکه ما در این فرایند نقشی داشته باشیم .آش نخورده ودهن ذوب شده از آتش گرانی وفریاد رسی هم نیست آقایان به ماشین سفارت خانه ها هم فکر کرده بودند ومیلیونها نفر فرد بدون ماشین حساب نشده اند (31577)
 
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۱۸:۱۷:۴۱
سلام
شک نکنيد نظراتتان سه چهار ماه بعد کاملا متفاوت است
من که خودم ماشين دارم از اين وضعيت که واقعا صرفه جويي ميکنم و الکي ماشين بيرون نمي آورم اما در عين حال اذيت هم ميشود هرگز نفرت ندارم
فکر ميکنم ما اگر يه مقدار صبر داشته باشيم ميبينيم که چقدر به رفع آلودگي هوا و ترافيک و هدر دادن هاي الکي وقت و مسافرتهاي بيهوده شهري و رفع اين معضلات کمک شده است
در ضمن ببينيد ملت عين هم شده اند
اگه تحملي هست براي همه هست
اما چند راهکار
1- اگر تاکسي متخلفي شناسايي شده اولين بار يک ماه و بعد سه ماه و بعد يک سال سهميه بنزينش قطع شود
2- اگر آژانس هايي ماشينهاي در اختيارشان را آزاد بگذارند که به آژانس خدمات ندهند با يکي دو بار اخطار به شدت با آنها برخورد شود ضمن اين که اگر مشکل از رانندگان ماشينها بود سهميه شان مانند بند قبلي شود
3- اگر تاکسي يا ماشين دولتي در مسافرت با خانواده ديده شد (موضوعي که اکثر مردم از آن محروم هستد) با گزارش مردمي اگر اثبات شد که دارد سوء استفاده ميکند اول اخطار کتبي در ادارات به وي بدهند و بعدش هم تعليقش کنند و بار سوم اخراج و قانون کار هم در موردش از لحاظ حمايت صادق نباشد
اما اگر تاکسي در اين حال ديده شد آن را نيز به مانند بند يک برخورد کنند
4- يک ستاد نظارت و پيگيري تخلفات هم کاملا اين امر را مواظبت کند که اگر تاکسي يا آژانس يا پيک يا باربري نرخ خدمات را اينطوري افزايش داد با او برخورد کنند
شما هم پيشنهاد بدهيد (31589)
 
۱۳۸۶-۰۴-۰۹ ۲۰:۲۲:۰۸
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده محترم این مطلب
گفته می شود آستانه ایثار و گذشت مردم در ایران بسیار پائین آمده و جای بسی تامل دارد . تقریبا می توان گفت این جمله در ذات خود درست است که آنهم به مسائل بسیار زیادی در جامعه فعلی ایران مربوط می شود. اما اتفاقاتی که در شب و روزهای آغازین سهمیه بندی بنزین در ایران صورت گرفت را باید فراتر از یک رویداد اخلاقی در حد گذشت و ایثار بررسی کرد. اگر نویسنده محترم نیز همانند بسیاری از هموطنان ما به اتفاق خانواده خود در همان شب در مسافرت خارج استانی به سر می بردند و بر حسب اتفاق جزء همان عده ای بودند که کارت سوخت خود را تحویل نگرفته ا ند و همان بلایی بر سر این نویسنده محترم می رفت که در آن روز و شب بر سر بسیاری از همین افراد رفت آنگاه اینگونه با آب و تاب از این طرح دفاع نمی کردند. اجرای ناقص یک طرح خوب بسیار بدتر از عدم اجرای آن است . حتی اگر سهمیه بندی بنزین یک امر ضروری و لازم برای کشور باشد اما این نوع سهمیه بندی و اعلام آن به صورتی که دیده شد اصلا کار کارشناسی شده ای نبود . می توان گفت که حتی یک فرد عادی نیز تبعات چنین تصمیمی را می توانست پیش بینی کند و حداقل شوک و استرسی را که می توانست به علت اعلام ناگهانی سهمیه بندی در جامعه ایجاد کند در نظر بگیرد ولی ظاهرا مسئولین کوچکترین توجهی به این مسئله نکرده اند و یا اینکه استرس و شوک جامعه برایشان بی اهمیت بوده است که دست به چنین کاری زده اند.نویسنده محترم تصور می کند که مردم فقط به خاطر اینکه سوخت ارزان تهیه کنند صفهای کیلومتری تشکلیل دادند حتی اگر چنین تصوری نیز درست باشد جای بسی تامل دارد که چرا در جامعه ای که خود یکی از بزرگترین کشورهای تولید کننده نفت در جهان است باید چنین اقدامی صورت بگیرد و حتما حضرات جوابهای بسیار مناسبی به این سوال دارند کافی است اندکی به پیرامونمان بنگریم تا علت چنین رفتارهایی را دریابیم . اما در آن شب علت فقط دریافت سوخت بود نه قیمت آن . اگر دولت همان شب حتی فقط به صورت موقت بنزین آزاد نیز اعلام می کرد مطمئنا چنین صفهایی تشکیل نمی شد یعنی مردم حاضر بودند بنزین را با چند برابر قیمت بخرند اما حداقل مشکل رفت و آمد نداشته باشند مخصوصا کسانی که خارج از شهر خود بودند. پس عاملی که باعث آن پدیده ها و رفتارهای مردم شد اجرای یک کار کارشناسی نشده بود که به بدترین نحو ممکن بر ملت تحمیل شد. تازه حضرات بعد از آن شب فهمیدند که می بایست اطلاع رسانی می کردند و آنگاه لحظه به لحظه از رسانه ها به مردم اطلاعات دادند آنهم اطلاعاتی که بیشتر در مردم استرس ایجاد می کرد تا آرامش . وقتی وزیز نفت و یامعاون ایشان مرتبا اعلام می کردند که سهمیه ها بنا بر حسب ضرورت در مورد خودروها تغییر خواهدکرد و آنگاه راهکارهایی برای خروج از این بن بست به صاحبان خودروها ارائه می دادند تازه می شد فهمید که آقایان اندک توجهی به حاشیه های سهمیه بندی نکرده اند . زیرا آنقدر در ارائه راهکار کلی گویی می کردند که هر شنونده دچار شوک و استرس می شد که اگر بخواهد این روند را پیگیری کند باید مدت زمان زیادی وقت بگذارد و تازه معلوم نمی شد که مرجع جوابگو د راین زمینه چه کسی و یا چه ارگانی خواهد بود. مثلا وقتی گفته می شود که برای فلان خودروها کارت صادر خواهد شد و یا سایتی طراحی خواهد شد که کاربران میزان مصرف خود را اعلام کنند و بر حسب اعلام آنها میزان سهمیه سوخت در نظر گرفته شود می توان حدس زد که انجام چنین کارهایی واقعا چقدر زمان نیاز دارد؟ حال نمی دانم آیا مسئولین با اینگونه صحبت کردن خود می دانند که چه فشار روانی زیادی رابر جامعه تحمیل می کنند؟و یا وقتی مرتبا از رسانه ها پخش می کنندکه برای دریافت بنزین تعجیل نکنند چرا که این میزان بنزین قابل انتقال به دوره های بعدی نیز خواهد بود ؟آدم تصور می کند که دارند به شعور ملت توهین می کنند ؟ نکند آقایان تصور می کنند که مردم به این دلیل به پمپ بنزین ها هجوم می برند که سهمیه سوخت خود را دریافت کرده و ذخیره کنند ؟ چرا که نگران آن هستند که سوختشان به دوره بعدی منتقل نخواهد شد؟ خیر آقایان محترم، شما چگونه با مردم هستید که از پیرامون خود خبر ندارید ؟ این میزان سهمیه آنقدر کم است که با خودروهای داخلی خودتان فقط در مدت زمان بسیار کوتاهی تمام خواهد شد و چیزی نخواهد ماند که به دوره بعد انتقال یابد مردم نگران این هستند که نکند همین میزان سوخت نیز با تصمیمات عجیب و غریب آقایان که اصلا قابل پیش بینی هم نیست از دستشان خارج شود ؟
مرتبا اعلام می کنند که مشکلی برای مردم پیش نخواهد آمد و آدم در حیرت فرو می رود که از دید آقایان مفهوم مشکل چیست ؟اگرتشکیل صفهای کیلومتری برای دریافت بنزین و دریافت المثنی و یا خود کارت سوخت که در باجه های پست قرار دارند که با مراجعه به پست به راحتی می توان انبوه جمعیت را دید که سرگردان وحیران در جستجوی کارت خود هستند مشکل نیست پس چیست؟ و صد البته از شاهکارهای پست ما نیز نباید غافل بود که کارت سوخت من که خودم خود رو را از کارخانه تحویل گرفته ام وساکن اصفهان هستم ازبیجار سر در می آورد و حتما خوانندگان نیز نمونه های اینچنینی را بسیار زیاد سراغ دارند ؟
راستی اطلاعیه های که برای دریافت کارتهای مختلف سوخت ازرسانه های مختلف به گوش مردم می رسد آیا این ذهنین را ایجادنمی کند که از این به بعد ما باید تمام وقتمان را صرف همین مسائل باید بکنیم و آیا این مسائل نگرانی ندارد که مرتبا اعلام می کنند مردم نگران نباشند. آیا عامل نگرانی همین اطلاعیه های عجیب و غریب نیستند که آدمی را در حیرت فرو می برد که صادر کنندگان آن واقعا چه مغزهای خلاقی دارند؟
این روزها مردم به شدت نگران هستند و این را از میزان مراجعه مردم به سایتهای خبری نیز می توان به شدت حس کرد وقتی همان ساعات آغازین سهمیه بندی بعضی از سایتهای خبری به علت بار ترافیکی بسته می شوند این نشان از میزان نگرانی مردم در پیگیری اخبار مربوط به سوخت است ؟ متاسفانه این مسئله سهمیه بندی باعث شده که بعضی از رفتارهای اجتماعی مردم نیز تغییر کند اینکه در پمپ بنزین کارت سوخت از محل سوختگیری توسط موتور سیکلت به سرقت می رود و طرف متواری می شود جزء رفتارهایی است که اینگونه تصمیم گیریها بر ملت تحمیل میکند حداقل اگر به مردم اطلاع رسانی می شد که بی جهت برای همدیگر زحمت ایجادنکنند چرا که با درخواست المثنی ، کارت سوخت قبلی باطل می شود آنگاه این مسائل زشت نیز در جامعه اتفاق نمی افتاد که کارتهای مردم در پمپ های بنزین وقتی جا می ماند دیگر به دستشان نمی رسد و یا مشابه همان کارتی که سرقت می شود.شاید ربایندگان این کارتها در این فکرند که حتی تا زمان ابطال کارت هم که شده از کارت سوخت طرف استفاده کنند که خود این پدیده نیز نگرانی های زیادی را برای صاحبان خودرو به همراه دارد. چگونه است که شرکت مخابرات برای یک کارت 2 هزار تومانی آژیر نصب کرده که در صورتی که در دستگاه باقی می ماند صاحب کارت را خبر می کند ولی شرکت نفت برای کارتی که صد البته امروزه یک امر حیاتی محسوب می شود چنین اقدام کوچکی رانیز انجام نداده است و حتما خوانندگان خود شاهدند که چه تعداد کارت در پمپ های بنزین جا مانده اند که خیلی از آنها نیز هرگز به دست صاحبانشان نرسیده اند.
در نهایت از مسئولین تقاضا می شود ملت را نامحرم ندانند و اخبار را آنگونه که شایسته است به گوش این ملت برسانند. (31611)
 
محمدی
۱۳۸۶-۰۴-۱۰ ۲۱:۴۰:۳۹
حاشیه های زیادی در امر سهمیه بندی سوخت و استفاده از کارت هوشمند وجوددارد که در جریان امر و به مرور خود را نشان خواهدداد و تا مسئولین محترم متوجه این نکات بشوند فشار روانی شدید بر آحاد جامعه وارد خواهد شد و در این ایام تابستان اعصاب مردم به هم خواهد ریخت مثلا من کارت سوختم را در پمپ بنزین جا گذاشتم و وقتی بعد از 5 دقیقه متوجه شدم و برگشتم آن را برداشته بودند . یعنی یک رفتار اجتماعی زشت که به دنبال سهمیه بندی در کشور در حال شکل گیری است به هر حال در روز 2/4/86 تقاضای المثنی کردم ولی وقتی امروز10/4/86 برای پیگیری کارت المثنی به اداره پست مراجعه کردم آقایان اعلام کردند که اطلاعات خودروی من در سیستم پست وجود ندارد و در نتیجه کارت سوخت قبلی من هنوز باطل نشده است . خوش به حال کسی که لطف کرده و اکنون از کارت من نهایت استفاده را به عمل می آورد. چگونه ممکن است برای یک خودرو قبلا کارت سوخت صادر شده باشد و دارای شماره وین و پن بوده باشد و حتی در پیگیریهای سایتهای مختلف نیز خودم با توجه به همین اطلاعات کارت سوخت قبلی را پیگیری کرده بودم ولی اکنون این اطلاعات در سیستم پست ما موجود نباشد. یا مشکلات دیگری که این چند روزه شاهد آن بودیم مثلا یکی از دوستان در اولین سوختگیری و فقط با 30 لیتر سوختگیری باقی مانده سوختش 60 لیتر بود. مسلما حضرات برای این مسائل اصلا تدبیری نیندیشیده اند. کاری را شروع کرده اند و مردم را در میان انبوه مشکلات تنها گذاشته اند و صرفا هر روز به پخش اطلاعیه های مختلف در مورد عدم نگرانی مردم مبادرت می کنند که متاسفانه خود این اطلاعیه ها نگرانی های شدیدی را بر جامعه تحمیل می کند. (31682)
 
شهروند
۱۳۸۶-۰۴-۱۱ ۱۶:۱۰:۰۶
اگر به صورت واقعي مشكل سوخت را بنگريم، بايد تحليل ريشه‌اي از ان داشته باشيم:
1- در طول تاريخ اين كشور ماشين به عنوان كالاي مصرفي با دوام كه عمر مشخصي دارد، ديده نشده است بنابراين
2- به جز دو يا سه ساله اخير و ان هم تعداد محدودي ماشين اسقاط نشده است و الان ماشين‌هاي با عمر بيش از 30 سال در جاده‌ها و خيابان هاي كشور در حال تردد و استفاده هستند و هيچ تناسبي با استاندرد روز خودرو كه هيچ حتي كمتر از نصف زمان توليد در مصرف سوخت ندارند.
3- سياست‌هاي قبل و پس از انقلاب در خصوص نگاه به توليد داخلي هميشه آرمانگرايانه و به دور از واقعيت تاريخي و مزيت‌هاي اقتصادي در خصوص توليد بوده است به گونه‌اي قبل از سال 57 سياست واردات بي رويه و مونتا‍ژ صرف و پس از انقلاب سياست ايدآل خودكفايي و تكيه بر توان داخلي بدون توجه به زيان‌هاي زيست محيطي و سلب قدرت رقابت از توليد كنندگان داخلي به دليل حمايت‌هاي صرفا با نگاه و فهم اينكه حمايت باعث ارتقا توان علمي توليد كنندگان خودرو مي شود صورت گرفته و همين موضوع عدم وجود رقيب و بازار انحصاري با تقاضاي بالا در كنار عوامل ديگر كه در زير به بعضي از انها اشاره مي شود، باعث عدم توجه به استانداردهاي روز توليد خودرو گشته‌است.
4- سياست‌هاي پس از انقلاب رويكردش به سمت كالاهاي ضروري بوده تا كالاهاي لوكس. خودرو كالاي لوكسي تلقي مي‌شد.
5- جنگ 8 ساله بسياري از زير ساخت‌هاي كشور را نابود و اقتصاد را فلج كرده بود و پس از آن مشكل بيكاري فرصت بازسازي را به صنايع و من جمله صنعت خودرو نداد.
6- محاصره اقتصادي در كنار علت‌هاي فوق قرار داشت.
عوامل اشاره شده در بالا مانع از آن شد تا سال 79 شركت‌هاي خودرو سازي داخلي استاندردي ‌هاي مصرف سوخت را در ساخت خودروهاي خود رعايت ننمايند. بنابراين تمامي ماشين‌هاي ساخته شده در طول تاريخ صنعت خودرو در ايران تا ابتداي سال 79 به جز ايامي كه مونتاژ مي كردند فاقد هرگونه استاندارد مصرف سوخت معتبري هستند و از انجا كه از حدود 8 ميليون سواري بنزين سوز در حال استفاده نيمي از انها مصرفي بسيار بالاتر (حدود 13 ليتر ليتر در صد كيلومتر ) از حد استاندارد روز دنيا( حدود 6 ليتر در صد كيلومتر ) سوخت مصرف مي‌كنند.
چنين مي توان نتيجه گرفت كه مشكل مربوط به ميزان استفاده مردم از خودرو نيست بلكه خودروسازان و سياست گذاران صنعت خودرو در تاريخ آن در كنار عواملي مانند جنگ و التهابهاي پس از انقلاب است كه متاسفانه بايد مردم را در كنار سياست‌هاي گذار از آن آگاه كرد. (31765)
 
ناشناس
۱۳۸۶-۰۴-۱۲ ۱۸:۳۴:۱۲
بعد از چند روز كه از سهميه بندي بنزين گذشت در شهر اهواز بعضي از راننده تاكسيها كار نمي كنند و فقط سهميه بنزين خود را ليتري حدود هشتصد تومان مي فروشند.لطفا\" اين مورد منعكس شود تا تمهيداتي صورت گيرد. (31946)
 
۱۳۸۶-۰۶-۲۸ ۱۲:۳۹:۲۰
اجرای طرح سهمیه بندی بنزین بدون انجام و اجرای زیر ساخت های مورد نیاز بود. یعنی دولت ابتدا بایستی پالایشگاه ها را توسعه می داد، شرکت های تولید کننده خودروها را موظف می کرد سطح مصرف سوخت تولیدات خود را به استانداردهای جهانی برسانند، و از طرف دیگر فکر اساسی برای ناوگان حمل و نقل درون و برون شهری می کرد و آن وقت سهمیه بندی را به مرحله اجرا در می اورد. این که رئیس جمهور می گوید ما سهمیه بندی را اجرا کردیم و صبر می کنیم تا مشکلات خودشان را نمایان کنند یک اعتراف بزرگی است که ثابت می کند این طرح بدون کار کارشناسی لازم به اجرا در آمده.بنابراین عامل اصل این آشوب ها خود دولت است نه مردم. این کار دولت درست مثل کار آن بنایی است که برای ساخت یک ساختمان ابتدا سقف آن را ساخته و از همه مردم می خواست که این سقف ساخته شده را تا زمانی که ستون های آن زده نشده بر دوش خود تحمل کنند و جالب است که مردم بیچاره ای که نه می توانند این بار را تحمل کنند و نه حق دارند آن را بر زمین بگذارند، حق اعتراض را هم از آنان سلب کرده اند. (38833)