۷
توصيه مطلب 
۷
 
کد مطلب: 80474
فرهنگ روشنفکری؟ تفاوت یک کره ای با یک ایرانی مثلا روشنفکر؟
تاریخ انتشار : جمعه ۵ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۲۳:۰۹
دوباره ماه رمضان آمد تا درهای رحمت خدا بر روی بندگانش گشوده شود. اما ماه رمضان در غربت درس هائی آموزنده برای ما دارد. مطلبی که امروز به آن اشاره خواهم کرد درباره برخورد یک کره ای غیر مسلمان در ماه رمضان است.یکی از دوستان ظاهرا در ایستگاه اتوبوس متوجه کودکی کره ای می شود که گرسنه است و در کنار مادرش دائما غر غر می کرده. دوست من هم دلش می سوزد و شکلاتی را به بچه تعارف می کند و او نیز شکلات میگیرد. اما طبق گفته های دوستم مادرش بلافاصله جلویش را گرفته و اجازه نمی دهد بچه شکلات را بخورد.دوست من ناراحت می شود و دلیل این امر را سوال می کند ، و با جواب جالبی از سمت آن مادر مواجه می شود. در جواب دوست من مادر بچه از گرسنه بودن مسلمانان و واجب بودن رعایت حال آنان و احترام به مسلمانان می گوید. وقتی امروز این مطلب رو از دوستم شنیدم ناخودآگاه یاد ماه رمضان پارسال در تهران و روزه خواری علنی برخی هموطنان افتادم که خیلی هم ادعای روشنفکری داشتند. یکی می گفت برای مخالفت با دولت این کارها را می کنیم. گفتم برای مخالفت با دولت مردم مسلمان و روزه دار را عذاب می دهید؟ دروغ است. مشکل دولت نیست. مشکل آنها اسلام است نه دولت. وگرنه من خودم نیز همواره در خط اول مخالفین دولت بوده ام اما در حال حاضر روزه هایم را تا حد توان میگیرم. امیدوارم خدا یاری کند و بقیه ماه رمضان را نیز شانس گرفتن روزه را از دست ندهم.

امضا: امین نورا از بدون مرز و محدوده بودن دنیای مجازی ناراحت است. امین نورا مثل شمع می سوزد و هوا را آلوده می کند. امین نورا با عصبانیت خط خطی می کند روزهای رفتنش را.

aminnoora1@yahoo.com

http://aminnoura.parsiblog.com
Share/Save/Bookmark
 


۱۳۸۹-۰۶-۰۶ ۱۴:۵۰:۳۸
بناچاردر گوشه ای از اتاقی که جمعی از دوستان و همکاران امریکایی و اروپایی غیر مسلمان مشغول به نماز شدم اتاق بزرگ بود و برخلاف عادت خیلی از ما ایرانیها انها با صدای متعادل اگرنه اهسته صحبت میکردند به محض اینکه قنوت گرفتم تا پایان نماز چنان سکوتی در اتاق حکمفرما بود که در بین نماز فکر کردم همه از اتاق خارج شده اند به قبل از شروع نماز دوم به انهاگفتم که سکوت نیازی نیست و میتوانند راحت به صحبت خود ادامه دهند اما انها تا پایان نماز دوم هم از صحبت امتناع کردند و بعد از نماز هم دید احترام انها نسبت به من بیشتر شد به یاد مدتی قبل از ان افتادم که در منزل دوست ایرانی در یکی از شهرهای اروپا برای چند روز مهمان بود یکشب دانشجویان ایرانی دیگری هم برای دیدن امده بودن قبل از نمازم گفتار تمسخرامیزی همچون قرصش را بخور و تو هم فریب ملا خوردی را شنیدم و بین نماز نه تنها توجه ای نکردند بلکه صدای قهقه و سر صداها بیشتر شده بود - میخواستم اما نتوانستم به ان دوستان ایرانی بگویم :
اگر حتی اسلام هم ندارید شرط و اخلاق معاشرت و احترام به دیگران را هم یاد نگرفته اید (350750)
 
jalal
۱۳۸۹-۰۶-۰۶ ۱۵:۰۳:۰۸
Mr Nora, Amin, if you really like to do religious ritual why do not you return to Iran and enjoy rest of the your life in an islamic capital? (350756)
 
Saeed
۱۳۸۹-۰۶-۰۷ ۱۵:۳۴:۲۱
for Jalal
Because we want date and God samultanously!

برای اینکه هم خدا می خواهیم هم خرما! مشکلیه؟ هم از نظم اجتماعی آن بدها بهره مند میشیم آرامش و تامین می شیم و هم به خود و خدای خود باز میگردیم
آیا شک دارید امام زمان را غربی ها زودتر پذیرا می تواننند باشند تا ما؟ (351052)
 
امین نورا
۱۳۸۹-۰۶-۲۵ ۱۴:۱۳:۲۵
این کامنت شما چه ربطی به مطلب داره؟
ما هم اینجا موندنی نیستیم و برمیگردیم. (356440)
 
fereydoon
۱۳۸۹-۰۶-۰۷ ۱۶:۳۷:۳۱
چند سال پیش در ماه رمضان در میدان(اعدام سابق)رد میشدم مغازه شیرینی فروشی دیدم که شیرینیهای حوشمزه ای در ویترین گذاشته بود فکر کردم ایا صحیح است اشتهای مردم روزه دار را تحریک کنند بعد فکر کردم ایا در روزهای غیر رمضان کودک گرسنه وفقیری به این ویترین نکاه حسرت نخواهد کرد .برای همه مواد غذائی میتوان این روضه را خواند و اگر موضوع این باشد در تمام سال همان طور که نشان دادن زیرپوش زنانه ممنوع است نشان دادن غذا هم باید ممنوع باشد. (351072)
 
narges
۱۳۸۹-۰۶-۰۷ ۲۱:۰۶:۰۲
\"گفتم برای مخالفت با دولت مردم مسلمان و روزه دار را عذاب می دهید؟\"
اين جمله ي شما بود.
واقعا براي چي روزه ميگيريم؟؟؟
كه حال گرسنگان را درك كنيم يا هدف ديگري داريم؟
اگر هدف مورد اول است كه با نظر fereydoon موافقم.روزه داراني كه با ديدن خوردني ها عذاب ميكشن بايد به ايمان خودشون شك كنن.درسته كه نبايد به خاطر مخالفت با دولت اين روش رو برگزيد اما فكر نميكنم عذابي براي روزه داران بوده باشه. (351122)
 
شهريار
۱۳۸۹-۰۶-۰۸ ۱۱:۴۰:۰۷
فلسفه زندگي غربيها برپايه مادي است و معنويت و دين داري را امري شخصي مي دانند ، و بر اين اساس هم زندگي خود را پايه ريزي كرده اند يعني به لذات دنيا چسبيده اند ، اينكه تا چه حد صحيح عمل مي كنند ، البته مورد تاييد ما نيستند اما تصورش را بكنيد در ساخت مثلا يك هواپيماي جنگي گران قيمت براي خلبان صندلي پرنده براي پريدن در زمان خطر را گذاشته اند ، اين يعني پايبندي به اصول مادي و ارزشي كه بطور مادي براي زندگي قائل هستند ، ما ادعا داريم كه فلسفه زندگي خود را بر پايه معنويت گذاشته ايم ولي فلسفه زندگي ما چقدر در نحوه زندگي ما تاثير گذاشته است ؟ آنچه از غرب مي پسنديم اگر به متون ديني و اخلاقي خودمان برگرديم مي بينيم بهتر و كاملتر آنرا داريم ولي كو عمل؟ وقتي ما پا به دنياي غرب مي گذاريم مظاهر طرز تفكر آنها و مادي بودنشان را مي بينيم اما اگر آنها بين ما بيايند تا چه حد مظاهر ديني و معنوي ما را مي بينند؟ (351210)