توصيه مطلب 
۱
 
کد مطلب: 80725
حاشیه ای بر سخنرانی رهبری
تاریخ انتشار : شنبه ۶ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۰۶:۵۴
چهارشنبه ای که گذشت، جمع کثیری از مسئولین کشوری از جمله روسای قوای سه گانه، مهمان رهبر معظم انقلاب بودند. در سخنرانی پیش از افطار مقام معظم رهبری مساله ای توجهم را جلب کرد که مرا به نوشتن این سطور واداشت.
مدتها بود در فضای سیاسی کشور و بین نیروهای ارزشی انقلاب، بحثی رواج یافته بود و عده ای از مسئولین صراحتا اعلام کردندکه باید رابطه مان را با آمریکا درست کنیم! و استدلالاتی را برای این مساله مطرح می کردند! کار به جایی رسید که عده ای به جهت اطمینان آفرینی های دولت جناب آقای احمدی نژاد در زمینه سیاست خارجی، بخصوص در آغاز کار دولت هشتم، نقد رفتار دولت را در این خصوص برنتابیدند و حتی نقادی این خطای آشکار را مخالفت با رهبری معظم نامیدند!
در چنین فضایی، حدود دو سوم سخنرانی مقام معظم رهبری در جمع مسئولین دولت، به موضوع آمریکا و نفی مذاکره اختصاص یافت و ایشان صراحتا اعلام کردند که مخالفت آمریکا با ما و مخالفت ما با آمریکا، مثل مخالفت ما و اسرائیل، یک مخالفت مبنایی است... و از همین رو حاضر به مذاکره نیستیم!
در مورد آمريكا: نگاه ايالات متحده‌ى آمريكا به نظام اسلامى، نگاه نفى موجوديت است؛ اين را در طول سالها كاملاً فهميديم. البته خودشان ميگويند نخير، تغيير رفتار. تغيير رفتارى كه آنها ميگويند، اگرچه هميشه هم روى آن پافشارى ندارند، معنايش نفى هويت است... ما هم نگاهمان به آمريكا، نفى موجوديت استكبارى آمريكاست... استكبارى بودن آمريكا، سلطه‌ى جهانى بودن، ابرقدرتى آمريكا، از نظر ما مردود است؛ ما قبول نداريم. پس اين شد مخالفت بنيانى!
این سخنان برای اولین بار نبود که از سوی مقام معظم رهبری مطرح می شد. در اوج وقایع سال88 که همه نگاه ها به مساله انتخابات معطوف شده بود، حجم بالای سخنرانی های مقام معظم رهبری را نگرانی از سست شدن روحیه استکبار ستیزی در بین مسئولین تشکیل می داد. در نهایت، موضع گیری و تعبیر تند رهبری فرزانه در سخنرانی12آبان88 درباره مسئولینی که حرف از مذاکره می زنند، باعث شد این موضوع به مدت چندماه به حاشیه رانده شود. آن روز برخی از مسئولینی که خود را مخاطب عتاب رهبری احساس می کردند، بعد از این اعلام موضع، چهره درهم کشیدند و رو ترش کردند، اما پس از مدتی که درد سیلی رهبر معظم انقلاب در گوششان آرام گرفت، باز از گوشه ای زمزمه های مذاکره شروع شد!
سخنرانی چهارشنبه رهبر معظم انقلاب و گوشزد کردن مواضع سابق، در حقیقت پاسخ مکرری به زمزمه های تکراری و مذموم مذاکره بود:
رئيس جمهور محترم و ديگران ميگويند ما اهل مذاكره‌ايم، بله، ما اهل مذاكره‌ايم؛ اما نه با آمريكا!! علت هم اين است كه آمريكا صادقانه مثل يك مذاكره‌كننده‌ى معمولى وارد ميدان نمي شود، مثل يك ابرقدرت وارد مذاكره ميشود. ما با چهره‌ى ابرقدرتى مذاكره نمي كنيم!
این همان استدلالی است که مقام معظم رهبری در سخنرانی های قبلی خود نیز در مخالفت با مذاکره ذکر کرده بودند. اما در این میان، سوالاتی وجود دارد که باید پاسخ داده شود: آیا در شرایطی که مقام معظم رهبری در سخنرانی های خود به کرّات ساعت ها وقت می گذارند و استدلال می کنند و خط به خط توضیح می دهند که چرا نباید مذاکره صورت بگیرد، می توان پذیرفت که محملی برای این صحبت ها در بین مسئولین کشور وجود ندارد؟! آیا ساده انگاری نیست که بگوییم مسئولین حقیقتا قصد مذاکره نداشته اند و اقدامات صورت گرفته در این راستا، صرفا تاکتیکی بوده است؟ مگر نه اینکه فرمایشات رهبر انقلاب همواره ناظر به اصلی ترین و مهم ترین مسائل روز بوده و در مقام ارائه راهکار برای مشکلات حال حاضر کشور ایراد می شود؟
راستی، چرا رهبری باید اوامرشان را برای مسئولان هجی کنند؟! چرا موضوع بدیهی و بیّن مذاکره با آمریکا را ولی فقیه نیاز می بینند ا آن را اینطور تشریح و تبیین کنند؟ ظاهراً در جمع مسئولین، کسانی هستند که اشاره برایشان کافی نیست و باید حرف را برایشان هجی کرد! مگر نه اینکه بسیاری از لیدرهای سیاسی و مسئولین مملکتی و... با این قضیه مذاکره همداستان شده بودند؟؟
چرا یک عده در دشمنی آمریکا تردید دارند؟ چرا برخی نمی توانند بپذیرند که مسئولین باید در مقابل نظرات ولی فقیه مطیع باشند؟ کجای این مساله غیرعقلانی است؟ چرا یک عده تصور کرده اند که رهبری ولی فقیه، مثل رهبری افراد دیگر است؟ مگر رهبری از جانب خود اعلام موضع می کند؟ مگر نه این که ولی فقیه موضع اسلام و قران را بیان می کند؟ پس این تردیدها به خاطر چیست؟ چرا ما جرات نمی کنیم نظر امام را با قاطعیت بیان کنیم که «ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است»؟
پاسخ این سوال ها را می توان در همین سخنرانی روز چهارشنبه یافت. باید مسئولین متوجه شوند و اشتباهات را اصلاح کنند و با توبه و انابه، از اشتباهات بیشتر پیش گیری کنند.
از قول امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه پيغمبر روزى هفتاد مرتبه توبه ميكرد، «من غير ذنب»؛ بدون اينكه گناهى كرده باشد... خب، اين براى كارگزاران وظيفه‌ى لازمترى است. يعنى من و شما كه در بخشى از كارهاى كشور مسئوليتى داريم يا تأثيرى داريم، در يك حوزه‌ى خاص اجتماعى نفوذى داريم، وظيفه‌مان در امر استغفار و توبه‌ى الى اللَّه و انابه‌ى الى اللَّه سنگين‌تر است؛ خيلى بايد مراقب باشيم.

behesht62@yahoo.com
Share/Save/Bookmark
 


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.