پیش درآمد ( قبل از مقدمه !)
اینجانب با این عنوان مقاله ای را در 3 اردیبهشت در تبیین اختلافات رئیس وقت مجلس شورای اسلامی و ریاست محترم جمهوری ارائه نمودم، بازخورد آن مقاله که از سوی برخی نمایندگان محترم و سایر دوستان و حتی سایتهای مختلف صورت گرفت برای خودم هم جالب بود و به این نتیجه رسیدم که گاهی در موضوعات جدی هم میتوان دوستانه و شفاف مطالبی را ارائه کرد که بدون وابستگی سیاسی در خدمت دفاع از حقوق باشد و به تحلیل واقعی اوضاع بپردازد. لذا تصمیم گرفتم اگر عمری باشد و توفیق در ایامی و حسب شرایط روز و اوضاع و احوال از این منظر برخی دغدغه های خود را بنگارم شاید به درد عموم هم بخورد. بر این اساس، همین عنوان عام ( به کجا میرویم؟ ) را بصورت مسلسل ادامه ميدهم. حال فرصتی است برای قسمت دوم این بحث و اتفاقاتی که بر سر قانون مالیات بر ارزش افزوده رخ داده است.
مقدمه
مدتی است بحث قانون مالیات بر ارزش افزوده داغ است. قانونی که ظاهرا بیش از 5 سال قبل پیش نویس آن آماده شد و نهایتا در 87.2.17 به تصویب کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی رسید و در جلسه 87.3.2 با اجرای 5 ساله آزمایشی آن طبق اصل 85 قانون اساسی موافقت شد. حال پس از ابلاغ قانون و تکلیف قانونی دولت بر اجرای آن با مخالفت اصناف روبرو و منتهی به برخوردهای سیاسی و اعتصاب برخی صنوف شد و نهایتا با دستور رئیس جمهور اجرای آن برای 2 ماه متوقف شد. اگرچه بعدا و پس از مذاکرات رئیس محترم سازمان مالیاتی با نمایندگان اصناف وعده عدم اجرا تا حصول مقدمات آن د اده شد و در روز گذشته هم ریاست محترم جمهوری از تهیه لایحه ای برای تعویق یکساله آن سخن به میان آورد
حال با قانونی روبرو هستیم که دولت تصمیم بر عدم اجرای آن گرفته است! سوال اینجاست واقعا به کجا میرویم؟
بررسی موضوع
1- طبق ماده 2 قانون مدنی ، مصوبات مجلس شورای اسلامی که جنبه قانونی می یابد 15 روز پس از انتشار در روزنامه رسمی در سراسر کشور لازم الاجراست. طبق اصل 123 قانون اساسی نیز : (رئیس جمهور موظف است مصوبات مجلس یا نتیجه همه پرسی را پس از طی مراحل قانونی و ابلاغ به وی امضاء کند و برای اجرا در اختیار مسئولان بگذارد. ) بر این اساس قانون اساسی هم فقط پس از ابلاغ قانون به ریاست محترم جمهوری وظیفه اجرا را برای ایشان قائل شده است لذا ریاست محترم جمهوری حقی برای دستور توقف اجرای قانون ندارد.
2- اصولا شان مجلس شورای اسلامی به نحوی است که با اتکای بر اصل 57 قانون اساسی که سه قوه را مستقل فرض نموده است که زیر نظر رهبری ایفای وظیفه مینمایند به وظایف خود مستقلا عمل نماید و البته اصل 71 قانون اساسی نیز، قانونگذاری را صرفا تکلیف مجلس شورای اسلامی قرار داده و ریاست محترم جمهوری هم در مقام ریاست قوه مجریه وظیفه دارد اجرای قوانین کشور را پاس دارد و این وظیفه او طبق قانون اساسی است و در واقع دستور بر توقف اجرای قانونی مصوب مجلس نقض اصل 123 قانون اساسی تلقی میشود. در این باره نیز هیچیک از نهادهای حقوقی قانون اساسی حقی بر عدم اجرای قانون ندارد و تنها در این موارد بر طبق قانون باید بدنبال راه حل گشت. البته این امر منافاتی با اختیار انحصاری مقام معظم رهبری طبق اصل 110 ندارد.
3- علی الاصول فرض بر اینست که در نظام قانون گذاری اصل بر اینست که از باب اشراف دولت بر امور اجرایی واطلاع آن بر مشکلات مردم قانونگذاری از طریق تقدیم لایحه از سوی دولت بعمل آید و روش استفاده از طرح تقدیمی از سوی نمایندگان برای تصویب قوانین فوری طبق اصل 74 قانون اساسی استثناء تلقی میشود. به همین دلیل است که در ماده 134 آئین نامه داخلی هم مقرر شده که دولت باید دلایل لزوم تهیه لایحه و پیشنهاد آنرا به مجلس به وضوح درج نماید. البته حتی برای طرحها نیز ماده 130 آئین نامه داخلی مشابه لوایح همان حکم در نظر گرفته شده است، بماند که گاهی مقامات دولتی هم از قدرت لابی خود استفاده کرده و لوایحی را با امضای نمایندگان به عنوان طرح ارائه میکنند تا عملا تشریفات لازم برای تصویب لوایح در دولت را رعایت ننمایند! در سایر نظامهای حقوقی نیز لوایح دارای اسناد پشتیبان بوده و در زمان تقدیم لایحه همراه گزارش توجیهی و سایر اسناد و اطلاعات لازم به مجلس ارائه میشود. قانون مالیات بر ارزش افزوده هم لایحه ای تقدیم شده از سوی دولت است و علی الاصول باید مطالعات لازم پیرامون آن قبلا صورت گرفته باشد و دلایل توجیهی قوی برای تصویب آن موجود بوده باشد. البته دستگاههای ذیربط از جمله وزارت امور اقتصادی و دارایی در سالهای گذشته پروژه های مطالعاتی متعددی در باره آن اجرا کرده و نهایتا نتایج تمامی این مطالعات به تهیه پیش نویس لایحه ختم شده که از سوی دولت به عنوان لایحه تقدیم مجلس شورای اسلامی شده است. بنابراین، این فرض که لایحه فی البداهه تهیه شده است منتفی است. بر این اساس علی الاصول دولت دلایل کافی برای تقدیم لایحه داشته و امروز نمیتوان ادعا کرد که لایحه کارشناسی نشده است در غیر اینصورت تمامی مقدمات آن و مطالعات بعمل آمده و اقدامات دولت با تردید جدی روبرو خواهد شد.
4- حال چه شده است که خود دولت داعی عدم امکان اجرای آنرا دارد؟ این امر ظاهرا به فراهم نشدن مقدمات اجرایی این قانون باز میگردد، که این اشکال هم متاسفانه به دولت باز میگردد. قانونی که تصویب آن فرآیندی طولانی چند ساله را در مجلس طی نموده است علی الاصول باید از سوی دستگاههای اجرایی ذیربط اقدامات مقدماتی برای اجرای آن صورت میگرفت ! خصوصا زمانی که به مصوبه مجلس باز میگردیم دقتهای بعمل آمده برای اجرای برخی موارد از زمان لازم الاجرا شدن قانون و برخی دیگر از اول ماه و برخی دیگر از اول مهرماه 87 موید آنست که دقت لازم برای زمان بندی اجرایی آن صورت گرفته است. در این باره رجوع به مواد 51 و 52 و 53 قانون مالیات بر ارزش افزوده میتواند ما را کمک کند. بنابراین اگر کوتاهی یا عدم فراهم سازی مقدماتی آن رخ داده است هم به نقص در ایفای وظایف دستگاههای اجرایی باز میگردد و نه مجلس.
5- نکته مهمی که حایز اهمیت است عدم باور افراد مشمول این قانون است وانتقاداتی که از سوی مودیان و اصناف و... صورت میگیرد مبین این معناست که افراد مشمول در اجرای این قانون اشکالاتی را مشاهده میکنند. این امر هم علی الاصول به مطالعات مقدماتی باز میگردد و در نظامهای پارلمانی و در تقدیم لوایح این وظیفه دولت است که مطالعاتی مقدماتی را با اخذ نظر تمامی متخصصان و کارشناسان و ذینفعان و... انجام و پس از جمع بندی نظرات و حصول نتیجه قطعی مبادرت به تهیه پیش نویس لایحه نماید و دیگر پس از تهیه لایحه، برگزاری جلسات کارشناسی و استماع نظرات ذینفعان معنایی ندارد زیرا تمام اینها مربوط به مراحل قبل از تهیه لایحه است و نه بعد آن و نه در زمان اجرا و پس از تصویب و ابلاغ قانون !! براستی هزینه این اقدامات را چه کسانی باید بپردازند؟ چون گذشته مردم؟!
6- متاسفانه در کشور ما هزینه تصویب قانون نادیده گرفته میشود. اینکه چه میزان تلاش مقدماتی در دولت برای تهیه لوایح و نیاز سنجی واقعی آن لازم است تا برای رفع مشکل مردم به ضرورت تصویب لایحه ای بیانجامد تا زمانی را که مجلس اختصاص میدهد تا قانونی را بررسی و تصویب کند و نهایتا پس از تائید نهایی برای اجرای آن ابلاغ شود تا هزینه فرصتی که کشور برای اجرای قانون بپردازد و تاثیراتی که در زندگی عادی مردم و افراد ذینفع قانون در بر خواهد داشت در نظام قانونگذاری ما نادیده گرفته میشود ، البته به این، باید هزینه تصمیمات غلط را هم افزود که نهایتا به تهیه لوایح اصلاحی ختم میشود و قوانین اصلاح قوانین دیگر به طور مکرر به تصویب میرسد همه موید بیماری در نظام تصمیم گیری کشور و طرق آنست. خوبست برای یکبار هم که شده بطور آزمایشی قانون مالیات ارزش افزوده از این منظر بررسی شود.
7- در این خصوص تمامی آنچه گفتیم اهمیت چندانی ندارد حتی این امر که با تصویب این قانون و نسخ قوانین دیگر حال با دستور اجرا کدام قانون را باید اجرا کرد؟ و بر چه اساسی باید مالیاتهای دولت را وصل کرد و اینکه آیا این دستور اجرا میتواند احیانا به کاهش درآمدهای مالیاتی منتهی شود هم اهمیت چندانی ندارد. بلکه اهمیت بحث در این نکته است که چه اتفاق و بدعتی تحقق یافت؟ دستور توقف اجرای قانون علیرغم فقدان اختیارات رئیس جمهور در این باره و با وجود طرق قانونی روشهای اصلاح قانون از طریق تقدیم لایحه جایگزین و... فقط به معنای فقدان توجه به جایگاه نهادهای موجود در نظام حقوق اساسی در کشور است. اگر دولت خود را جای مجلس بگذارد و برای عدم اجرای قانونی که متن آن از سوی خود دولت تهیه شده است و به تصویب رسیده و حال قانون شده و دولت تکلیف در اجرای آن دارد و بر این اساس مصلحت سنجی کند تا دستور عدم اجرای آن داده شود براستی جایگاه نهادهای موجود در نظام حقوق اساسی و اصل تفکیک قوا و دفاع از حقوق مردم در این باره چه خواهد شد؟ آنچه رخ داد شاید در نظام حقوق اساسي کشور و سوابق حقوقی سیاسی موجود در کشور ما بی سابقه باشد و باید امیدواربود که دیگر هم تکرار نشود ولی فتح بابی است که معلوم نیست به کجا می انجامد؟ اگر اقشار مختلف علیرغم تمامی حقوقی که برای ارائه نظرات خود دارند وباید در حین تصویب قوانین به آنها توجه شود یکبار این تجربه را داشته باشند که پس از تصویب قانون هم میتوان با اعمال انواع فشارهای سیاسی به دولت مانع اجرای قوانین مصوب مجلس و به نوعی مانع اعمال اختیارات قوه مقتنه شد واقعا این ها به کجا می انجامد؟ این فتح باب تجربه تلخی در نظام حقوقی کشور ماست که از فردا دیگر در هر عرصه ای میتوان انتظار آنرا داشت و براستی آیا حد یقفی برای آن متصور خواهد بود؟ اگر دولت بر اساس مصلحت سنجی خود و عدم اجرای قوانین مصوب مانع ایفای وظایف و اختیارات مجلس شورای اسلامی شود براستی از نظام حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران فردا چیزی باقی خواهد ماند؟ در این میان آنچه مهم است اشخاص و وقایع و حوادث و... نیست بلکه جایگاههای قانونی و حدود اختیارات و تکالیف است که نادیده گرفته میشود و اعلام بعدی ریاست محترم جمهوری هم که دولت در صدد تهیه لایحه ای است تا اجرای قانون را برای یکسال تا زمان تحقق شرایط مقدماتی اجرای قانون به تعویق اندازد هم کارگشا نیست زیرا مهم شکسته شدن حرمت قانون در کشور است که رخ داد.
8- بد نیست به این سوال مهم توجه کنیم که در نظام مردمسالار آیا رعایت حقوق مردم و پاسداری از قانون اساسی و دفاع از جایگاه نهادهای حقوقی کشور جز از طریق اجرای قانون قابل تصور است؟ این فتح باب نامبارک ما را به کجا خواهد برد؟ حال براستی کجا میرویم؟
* حقوقدان