جنگ نرم وبراندازی نرم واقعیتی ست که درعصرامروز ما بخاطر گسترش روز افزون تکنولوژیهای نوین ازقبیل توسعه ارتباطات وانفجار رسانه ای ازیک طرف وگرایش سیاستمداران به بهره برداریهای عملی از روانشناسی تبلیغات یکی ازگزینه های مقبول می باشد.
البته جنگ نرم پیچیدگیها وظرافتهای فراوانی دارد ودرواقع طراحان چنین سناریوهایی نقش شیطان را بازی می کنند یعنی اول تلاش گسترده ای درشناسایی نکات ضعف آدمها وحکومتها به عمل می آورند وبعد با سرمایه گذاری ومانور روی همان ضعفها به اجرای کاربردی سناریوهای طراحی شده می پردازند.
راهکارهای مناسب وقاطعی که می تواند به مبارزه کاربردی بااین طرح ونقشه پیچیده بیانجامد باید دردرجه اول مبتنی برشناسایی ضعفهای خودی وترمیم کاستیها باشد تا قدم اول جنگ نرم که همان سوء استفاده از ضعفهای ملموس بود نا کار گردد ودراین حیطه بنده دریادداشت قبلی خود باعنوان "آسیب شناسی جنگ نرم وراهکارهایی برای مبارزه با آن" به محورهای زیر اشاره کرده بودم :
1- فقر فرهنگی و فقدان بصیرت سیاسی 2- باندگرایی های تیمی وجناحی متعصبانه ولجبازانه 3- عدم برخورد با قانون شکنی وفسادهای اداری واقتصادی واخلاقی 4- بی توجهی تعمدی ویا غیرتعمدی به ریشه بحرانهای اجتماعی 5- استفاده از تئوریهای توهمی صاحب نظرانی مغرض ویا ذی نفع بجای اهمیت دادن به نظریات نخبگان وخواص دلسوز
مطلب مهم دیگری که بنده می خواهم بدان بپردازم رابطه جنگ نرم وخودسریهای غیرقانونی می باشد که درصورتی که ما بدین مهم نیز توجه نداشته باشیم دشمنان کمین نشسته و حرفه ای براحتی ازاین واقعیت تلخ برعلیه نظام مقدس اسلامیمان بهره برداریهای فرصت طلبانه ای خواهدکرد وازاین طریق افکار عمومی را به مشروعیت نظام الهی بدبین خواهد نمود وباایجاد شک ودودلی در آحاد جامعه به اهداف استکباری خود نزدیک خواهند شد.
درکشوری که مبتنی بر اصل حاکمیت اسلامی می باشد همه کارها باید ازراه ومسیر درست وقانونی آن پیش رود واز فرصت طلبیها وهیاهو سالاریها پرهیز شود تا باتسخیر معنوی قلوب مومنین زمینه های مردم سالاری واقعی اجرایی گردد وپایه های قوام نظام اسلامی مستحکم ترگردد .
امربه معروف ونهی ازمنکر درحکومت اسلامی یک اصل مهمی می باشد وامام حسین (ع) نیز یکی ازدلایل مهم قیام خودرا احیای امربه معروف ونهی ازمنکر بیان فرموده است وبنابراین این اصل احیاگرارزشهای الهی همیشه زمان باید مد نظر مومنین به تشیع علوی باشد.
ازطرفی دیگر اجرای امر به معروف ونهی ازمنکر مراتب واشکال خاص خودرا دارد وبعبارتی دیگر باوجود حکومتی اسلامی شکل اجرایی امربه معروف ونهی ازمنکر باید ضابطه مند باشد وچون اصل حاکمیت درمسیر الهی می باشد باید مراتب نرم واخلاقی امربه معروف بجای شیوه های قهری آن گسترش یابد چراکه باوجود ضابطین اسلامی وقانونی خودسریها مفهومی بجز بی نظمی نخواهدداشت . امام حسین (ع) بخاطر این قیام فرمودند که حکومت فاسدی با مجموعه عوامل انسانی مسخ هویت یافته قصد تحریف جدی دراصول ومبانی اعتقادی اسلامی داشتند وفرمانروایانی باظاهر فساد چون یزید برمسند حکومت مسلمین تکیه زده بودند ولی وقتی ما انقلابی مبتنی بر مدیریت ورهبری فقیهی جامع الشرایط پایه ریزی کردیم وتاکنون نیز ولی فقیهی عادل درراس آن می باشد استفاده ازروشهای قهریه وشیوه های کاربردی انفرادی ضرورتی ندارد وبلکه عدم بصیرت دراین مورد می تواند بجای تسخیر قلوب مسلمین به طرد ومقاومت آنها منجر گردد .
فلذا بنده این یادداشت را نوشتم تا خطر عناصر خودسر باهر عنوان را مطرح نمایم چراکه عناصر خودسر به زعم خود ازارزشها پاسداری می کنند ولی به علت جهالت ویافقدان بصیرت ودرمواقعی ازروی منافع تیمی ضربات جبران ناپذیری را به حکومت اسلامی وارد می کنند.
سخن من این است که وقتی حاکمیتی اسلامی داریم باید ضابطین قانونی حکومت اسلامی به اجرای حدود الهی بپردازند والبته وظیفه امربه معروف ونهی ازمنکر مومنین نیزدرشکل نرم وانتقادی آن به شکلی که مخل وظایف ضابطین اسلامی نگردد می تواند مفید وسازنده باشد .
ولی خودسریهای سازمان دهی شده که رنگ وبوی جناحی وآنهم ازنوع افراط ومنطق زور به هیچ وجه نمی تواند درراستای تقویت نظام اسلامی قلمداد گردد چراکه هرجا افراط وجود داشته باشد حق کشی نیز وجود خواهدداشت وعناصری فرصت طلب به فکر قدرت وغرضهای آلوده خود خواهندبود.
حال با توضیح روشن کننده فوق سئوال مهم این است که خودسرها کیا هستند وچرا برای نظام مقدس اسلامی خطرناک می باشند؟!
خود سرها ازنگاه من به دودسته کلی تقسیم می شوند:
1- خودسرهای بی بصیرت: شاخصه مهم این جماعت بجای دیدن اصل وحقیقت واقعیتها همیشه ظاهر قضایا می باشد وبه علت فقدان آگاهی ازاصول اسلامی ناآگاهانه عمل می نمایند.
2- خودسرهای ذینفع وسازمان دهی شده: اینها همانهایی هستند که به باورمن آدمهای فرصت طلب وزرنگ مابی می باشند که به علت اعتقاد وایمان مسخ شده عامدانه ازارزشها سوء استفاده می نمایند وتنها هدفی هم که دارند قدرت وثروت می باشد ولاغیر
واینکه چرا خودسرها برای حکومت اسلامی خطرناک می باشند به دلایل زیر می باشد:
1- خودسریها چه درشکل اول وچه درشکل سازمان دهی شده درنهایت به استحاله ارزشها ودرنتیجه به انحراف حکومت اسلامی ازمسیر الهی منجر می گرددواین یعنی جنگ نرم اعتقادی پیچیده ومرموز که ای بسا بامدیریتهای نامحسوس ومحسوس عوامل استکبار شکل می گیرد.
2- خودسریها توجیه را بجای قبول حقایق بسط وتوسعه می دهد واگر خودسریها مهارنشود بتدریج قانون اعتبار خودرا ازدست خواهد داد وهرگروهی وفردی بخواهد کارغیرقانونی کند با توجیه وبرداشت گزینشی از اصول اسلامی به ادامه منویات آلوده خود خواهدپرداخت.
3- خودسریها سم خطرناکی برای نهادینه سازی ارزشهای الهی می باشند چراکه باافراط وقانون شکنی تربیت جایگاهی علمی ندارد.
4- خودسریها منجر به سرمایه گذاری عناصر فرصت طلب ومنحرف فکری وسیاسی خواهدشد که برای پیشبرد اهداف تیمی خود هیاهو براه اندازند وهرجا هیاهو باشد حق وحقیقتی نیز وجود نخواهدداشت.
5- خودسریها به هتاکی ها ونرم شکنیهای سازمان دهی شده منجر می شود یعنی افرادی فرصت طلب بابازی دادن دسته اول خودسرها ومدیریت آنها خود صحنه گردان خواهند شد وچون خودسرهای سازمان دهی شده ذی نفع عناصر فاسد وگمراهی می باشند درنهایت خودسرهای بی بصیرت نیز تباه خواهند شد وناخواسته دردام نقشه شیطانی خودسرهای ذی نفع خواهند افتاد واین یعنی شکاف عمیق دردرون امت اسلامی وحدت شکنی سازمان دهی شده.