نظرسنجي يا بخش افكار عمومي از متداولترين و در عين حال پيشرفتهترين روشهاي تحقيق در علوم اجتماعي و امروزه به مثابه نمادي از حكومتهاي مردمسالار تلقي ميشود.اين اقدام متضمن انعكاس مستمر افكار عمومي و ديدگاههاي گروههاي اجتماعي مختلف در عرصه مشاركت سياسي است.
با نظرسنجي ميتوان افكار، عقايد، گرايشها، تمايلات، نيازها و تقاضاي مردم، كوشندگان و فعالان سياسي، احزاب و تشكلهاي سياسي را مورد بررسي قرار داد.
افزون بر اين با شناخت افكار عمومي است كه ميتوان حوادث يا رخدادهاي آينده را تا حدودي پيشبيني و تحليل كرد و از همه مهمتر يافتهها و نتايج نظرسنجيها و كاربست آنها در اداره امور بخصوص براي سفارشكنندگان و مخاطبان ميباشد.
هرچند انجام نظرسنجي در عرصههاي مختلف بخصوص در انتخابات در غرب از سابقه نسبتا طولاني برخوردار است، اما در ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي و بويژه در ساليان اخير و هنگامه انتخابات از اهميت مضاعفي برخوردار شده است. در بحث نظرسنجي در امر انتخابات توجه به چند نكته بسيار مهم است:
يكم) موسسات و نهادهاي ذيربط: در ايران نهادهايي چون وزارت اطلاعات، خبرگزاريهايي چون ايرنا و فارس و ايسنا، دانشگاه آزاد اسلامي، نيروي مقاومت بسيج، نيروي انتظامي و سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و نيز برخي نهادهاي زيرمجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و قليلي از نهادهاي غيردولتي اقدام به نظرسنجي ميكنند.
جامعه آماري، تيم پرسشگر و تحليلگر، توان و قابليت علمي، تجربه و قدمت فعاليت، روايي و صحت عملكرد، جانبدارانه نبودن و رعايت بيطرفي، طبقهبندي و رعايت همه ضوابط علمي از جمله معيارهايي است كه ميتوان عملكرد اين نهادها را مورد بررسي و نتايج نظرسنجيها را مورد توجه قرار داد.
به طور مثال نهادي كه در انتخابات دوم خرداد 76 و نيز سوم تير 84 از پيروزي نامزدي غير از (خاتمي و احمدينژاد) كه برندگان انتخابات بودند در نظرسنجيها سخن گفت به همان ميزان از اعتبار و جايگاه خود كاسته است و نتايج اين قبيل موسسات را بايد با شك و ترديد نگريست.
دوم) تحليل درست يافتهها: در يك پژوهش علمي كه رساله دكتري در علوم سياسي است رفتار انتخاباتي شهروندان ايراني مورد بررسي قرار گرفته است. در بخش مربوط به نظرسنجيها و تحليل يافتهها معلوم شد كه در نظرسنجيها بايد به گزارههاي زير به دقت توجه شود:
1- كانديداها و نامزدهايي كه در اكثر نظرسنجيها در رتبه اول قرار دارند الزاما كانديداي نهايي انتخابات نيستند. پيروزي محمد خاتمي در دوم خرداد 76 و محمود احمدينژاد در سوم تير 84 تنها دو نمونه از اثبات اين گزاره است. اين دو نفر در دوران انتخابات از رقيبان خود پايينتر بودند.
2- توجه به گزارهاي كه در نظرسنجيها مردم به آن نامزد راي نميدهند يك اصل مهم است. در بسياري از نظرسنجيهاي انتخاباتي از مردم سوال ميشود كه به چه كسي حتما راي نخواهيد داد.
ميانگين افرادي كه راي نميدهند بايد براي همه بويژه نامزدهاي مورد نظر به طور ويژه براي موسسات نظرسنجي در تحليل يافتهها يك اصل اساسي تلقي گردد. معناي اين سخن اين است كه «مردم قاطعانه به آن چيزي كه نميخواهند و راي نخواهند داد رسيدهاند.»
3- در نظرسنجيهاي انتخاباتي معلوم گشته است كه رابطه معناداري ميان گزاره «آنهايي كه راي نميدهند» يا «آنهايي كه هنوز تصميم نگرفتهاند» وجود دارد.
به بيان ديگر افزايش يا كاهش مشاركت و بالتبع آن افزايش يا كاهش راي كانديدايي خاص در گرو اين گزاره است. در حالي كه در اكثر يافتههاي نظرسنجيها اين نكته بخوبي مورد واكاوي قرار نگرفته است.
سوم) تاثير تبليغات بر نظرسنجيها: پژوهشها نشان داده است كه تبليغات، اطلاعرساني، برقراري ارتباط چهره به چهره ميان كانديداها با مردم و بخصوص استفاده از رسانه ملي تاثير جدي بر نظرسنجيها داشته است.
اين رابطه از آنجا مستفاد ميگردد كه ميان شناخت و آگاهي بيشتر مردم با نامزدها رابطه مستقيم وجود دارد.
انتخابات 22 خرداد 88 و دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري محك و آزمون مهمي براي امر نظرسنجي و موسسات ذيربط ميباشد.