sedayemoshawer
۱۳۸۹-۰۵-۲۳ ۱۴:۵۹:۲۴
آيا تا كنون جامعه مد نظر مصباح كه وحدت مطلوب ايشان در آن جاري باشد اتفاق افتاده؟ كي و كجا؟
ريشه اين هنرمندي و قدرت ابليس در چيست؟
چرا خداوند متعال كه با ارسال رسل و به ويژه خاتم آنها حضرت محمد(ص) به انذار و تبشير انسانها براي هدايت به سوي حق و بندگي خدوند يكتا فرموده اند ؛ سرچشمه همه پليديها يعني ابليس را نابود نفرمودند تا با هنرمنديش زحمات پيامبران عظام الهي بر باد ندهد؟
اگر قرائت مختلف مردود است و اسلام يك قرائت دارد و همان قرائت حق است و مصاب به مطلوب است ؛ تكليف يك مسلمان در مواجه عملي با برداشت هاي گوناگون از اسلام كه دو فرقه سني و شيعه و براي هركدام چندين زير مجموعه تعريف شده است چيست؟ كدام برداشت حق است ؟
آيا اصرار نا به جا بر معرفي يك قرائت صحيح و رد ساير برداشتها موجب نزاع خانگي مسلمين و بيم فسك دما نيست؟
اگر تكليف بر اين باشد كه هركس بر برداشت خود اصرار ورزد و آن را حق بداند و ديگران را ناحق ، بر سر جامعه ايران چه مي آيد؟
ماه رمضان ماه خداست و زيبايي آن بيشتر مي شود كه در خود ياداوري شهادت امام علي (ع) مرد مدارا و حق و ولادت امام حسن(ع) امامي كه حفظ وحدت را در صلح و مماشات با برداشتهاي ديگر ديد ؛ پس شايسته است كه بزرگان دين به كساني كه به نام وحدت و حركت در جهت وحدت به مسير تشتت و واگرايي و تفرقه مي روند تذكر جدي دهند تا مرضي خدا و پيامبر(ص) و ائمه عليهم السلام باشد. (345959)
mehdiii.khm1985
۱۳۸۹-۰۵-۲۳ ۱۵:۰۴:۲۱
به نام حق
آقای مصباح
حرف شما برای ما روشن گر است و مانند همیشه حجت ... چه آن زمانی که آقایان اصلاح طلب هجمه ای سنگین به راه انداخته بودند و هر روز و هر روز با انواع تهمت ها خواستند که مانع روشنگری شما شوند و چه امروز . . .
همیشه زنده باشند مردان حق (345962)
حرفهای ایشان زیبا هست اما سوالاتی بنیادین به همراه دارد و واقعیت به ما میگوید که این امری غیر ممکن است.
اگر ممکن بود اختلاف دیدگاه بین شیعه و سنی از همان ابتدا بوجود نمی آمد.
من حدس میزنم شاکله این حرفها خطبه 18 نهج البلاغه است که حضرت علی به شدت عالمان دینی وقت را به خاطر اختلاف در قرائت از دین مورد ملامت قرار میدهد و اشاره میکند همه چیز بدون کم و کاست بصورت شفاف توسط خدا قران و رسول بیان شده .
به نظر من تمام مشکلات از جایی ناشی میشود که افراد حتی عالمان دینی به خود اجازه بر حق دانستن نتیجه گیری خود میدهند.
بنابراین تعدد قرائت دینی اجتناب ناپذیر است، راه برخورد با آن ابلیس خواندن نگاه دیگران نیست که پذیرش افراد و گفتگو و احترام متقابل بین افراد است. نه اینکه کسی قرائت خود را بر حق بداند و حق ویژه ای برای خود قائل باشد. اگر این دیدگاه درست بود مقام رهبری بر ایجاد کرسیهای آزاد اندیشی در دانشگاهها تاکید نمیکردند. آزاد اندیشی یعنی گفتگو آزاد در بالاترین سطح ، بدون اتهام زدن و بدون برچسب زدن.
از شما سایت الف تقاضا دارم که این مطلب را تایید کنید تا دیگران به آن پاسخ گویند. شما در گذشته فضای بازی در سایت داشتید که در یک سال اخیر بسیار محدود شده. حال اینکه بقول جناب مطهری آزادی گفتگو و تضارب باید در بالاترین سطح باشد و در سایت شما زمانی اینگونه بود. (345967)
احسان
۱۳۸۹-۰۵-۲۳ ۱۵:۴۳:۱۹
چقدر این آقای مصباح آدم بزرگ ارزشمندی است . من که پای ایشان را می بوسم . واقعا که شاگرد مرحوم آیت الله بهجت هستند . (345976)
mehdiii.khm1985
۱۳۸۹-۰۵-۲۳ ۱۹:۰۸:۰۴
به نام حق
در جواب اولین نظر دهنده این مطلب :
پلورالیسم یا قرائت های مختلف از دین مربوط به دین مسیحیت بود و متاسفانه مسلمانان این مطلب را بدون هیچ کم و کاستی بر سر اسلام هم کوبیدند.
روزی کلیسا به خود آمد و دید که چندین و چند نسخه متفاوت از انجیل وجود دارد که هر کدام برای خودش حرف متفاوتی می زند.
برای همین تمام انجیل ها را در یک جا جمع کرد (اینها مربوط به چندین قرن پیش است) و 4 انجیل موجود را تصویب کرد ! (دقت کنید)
و هم اکنون ما 4 انجیل داریم کحه در قالب یک کتاب به عنوان انجیل به ما عرضه می شود.
هنگامی که صنعت چاپ پا به زندگی مردم گذاشت ، و بر خلاف میل کلیسا انجیل به دست مردم افتاد(چون تا آن زمان انجیل فقط در دست کحلیسا بود و آن را برای مردم به صورت گزینشی می خواندند) ، تناقض های انجیل بر مردم آشکار شد و برای اینکه این تناقض ها را جواب دهند پلورالیسم مطرح شد.چون همه بر اساس یک کتاب احکام اساسی و کاملا بر ضد هم درک می کردند . پس نتیجه این شد که قرائت هر کسی از دین برای خودش محترم است و همه راست می گویند !!!
ولی این مساله در مورد دین اسلام به هیچ وجه درست نیست. نهایتاً مساله ای که آقای سروش (البته با کپی برداری) مطرح می کند در مورد پلورالیسم ، مساله فتوای مراجع تقلید است که شما حختی اگر تمام اختلافات مراجع را یک جا جمع کنید یک کتاب 20 برگی هم نمی شود.
اختلافات در مسائل جزئی است و در مسائل اساسی اختلاف بسیار کم وجود دارد.
نحوه جمع آوری قرآن ، آیات قرآن ، و و و . . . همه اینها باعث شده که پلورالیسم را نتوان بر سر اسلام کوفت . . .
این برای اهل تسنن است . ولی برای اهل شیعه ما تا سال 255 امام داشتیم و بعد از آن هم دوران غیبت صغری بوده است.
به دلیل وجود همین منبع آسمانی اختلافات در شیعه بسیار بسیار کم است .
تاریخ را بخوانید !!!
زنده باد مردان حق . (346032)
خود سجما سعی کن بخونی تا شاید از این گمراهیت بیرون بری. لطفا بخون : ویل دورانت - طبری و صدها کتاب دیگ (346174)
دوست عزیز پلورالیسم یک فلسفه معرفت شناختی است که بحث آن حول برداشت های متفاوت از یک واقعیت (نه لزوما دین ) می باشد.
این تئوری در ابتدا در حوزه ی فلسفه و بر حق دانستن تئوری های گوناگون به ظاهر متضاد فلسفی به وجود آمد که بعد ها به حوزه دین و الهیات نیز وارد شد.
چنانچه می دانید در تبیین قوانین حرکت در فیزیک دو قانون وجود دارد یک نظریه کوانتوم و دومی نظریه نیوتن که هر کدام برداشت های متفاوت و درستی از حرکت بدست می دهند و در همان حال ناقض یکدیگر نیز هستند. این اختلاف در قانون حرکت به معنی نادرست بودن نظریه نیوتن یا نظریه کوانتوم نیست بلکه ریشه در برداشت های متفاوت و زاویه دید متفاوت از یک پدیده دارد.
این تئوری بیش از همه چیز به ناتوانی عقل انسان در برداشت کامل از واقعیت ها مبتنی است چیزی که در متون دینی اسلام نیز بارها به آن اشاره شده و اساسا همین ناتوانی عقلی فلسفه ظهور پیامبران است. (346254)
دوست عزیز بحث قرائات متفاوت که فقط به دین مربوط نمی شه که حالا شما میگی این در مسیحیت اتفاق افتاد.
پلورالیسم یک فلسفه انسان شناسی است.
انسانها نگاه های متفاوت به موضوعات متفاوت دارند.
چه علمی چه دینی چه ادبی
مثلا یک شما می بینید یک بیت از شعر حافظ را تعبیرها و تفسیرهای متفاوتی دارد که هر کسی فقط به یکی از آنها اشاره می کند.
یا در علوم فلسفی و الهی و حتی علوم مادی هم تفسیرهای متعددی وجود دارد. تفسیری که فیزیک کوانتوم از حرکت می دهد با تفسیر نیوتنی آن متفاوت است و جالب این جاست که هر دو آنها هم درست می باشند ولی ناقض یکدیگرند. (346107)
\"استاد برجسته حوزه علمیه قم در ادامه با اشاره به اینکه منظور از وحدت در جامعه، یک وحدت اعتباری است و نه وحدت حقیقی، ابراز داشت: طبیعی است که در جامعه انسانی اختلاف وجود داشته باشد \"
جناب استاد اگر بنده را نیز فریب خورده ی شیطان نمی دانید لازم می دانم چند نکته ای را در باره ی برداشت های متفاوت از دین به عرض جنابعالی برسانم.
1- حتما شما که اهل مطالعه هستید تفسیرهای متفاوت از یک آیه ی قرآن را که توسط علمای بزرگ و عادل ارایه می شود ملاحظه کرده اید.در بسیاری از آنها، این گوناگونی دلیل بر صحت یکی و سقم دیگری نیست بلکه ناشی از نگاه متفاوت به آن آیه است.چه بسا نظر هر دو مفسر عادل نیز که به ظاهر متفاوتند یکی باشد.
از نظرگاه است ای مغز وجود
اختلاف مومن و گبر و یهود
2- حتما جنابعالی که از فقهای بزرگ شیعه هستید نام های زیادی از عرفای نامدار شنیده اید که اتفاقا فقها را به خاطر اینکه با کاسه کوچکی به دریای بیکران دین رفته اند ، مذمت می کنند.
من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت
برو ای فقیه و با ما مفروش پارسایی ( سعدی)
زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست ( حافظ)
این اختلاف ها بین زاهدان و عارفان ، نه دلیل حق بودن یکی و باطل بودن دیگری است بلکه نشان از پاسخ های متفاوتی است که هر سوال کننده ای از دین می گیرد.
کسی که در جامعه ای خشن و بی رحم زندگی می کند برای بقای خود ناچار است که روحیه ای قهر آلود و سخت داشته باشد و برای توجیه رفتارهای خود بیشتر به جنبه ی خشونت آمیز دین تمایل پیدا می کند و خدای او بیشتر ازآنکه مهربان باشد قهار و جبار است.اینکه کدام جنبه دین در نظر ما بیشتر جلوه می کند و رفتارها و طرز تفکر ما بر اساس آن شکل می گیرد بستگی به محیطی دارد که در آن زندگی می کنیم.
ای بسا کس رفته تا روم و هری
او ندیده هیچ جز افسونگری
ای بسا کس رفته ترکستان و چین
او ندیده غیر مکر و غیر کین
طالب هر چیز ای یار رشید
جز همان چیزی که می جوید ندید. (مولوی)
3- فهم ما از دین محاط به فهم ما از علوم دیگر است.
به عبارت بهتر هر چه انسان بیشتر به کلیدهای علوم طبیعی و متافیزیک دست پیدا کند صندوقچه های بسته دین را بیشتر باز خواهد کرد.
حتما شما هم وقتی کشفی تازه در عرصه ی علم به وقوع می پیوندد این جمله از دیگران شنیده اید که \" اٍ اٍ اٍ این همونیه که تو قرآن ما هم اومده بودها\" یا در فلان حدیث ذکر شده بود.
به طور مثال علم پزشکی حاضر که دلیل سرایت بیشتر ویروسها یا میکروب ها را در انتقال خون یا تماس ادرار می داند توجیه خوبی برای نجس اعلام کردن آنها نیست؟
و مثال های زیاد دیگر که حوصله ندارم بگم چون می دونم فایده ای ندارد. (346110)
علیرضا
۱۳۸۹-۰۵-۲۴ ۰۰:۴۵:۳۳
نمی دانم آیا دیواری از دیوار دین کوتاه تر نیست که هرکس نظر خود را به نام اصل دین تلقی می کند .بله اصل دین یکی است ولیکن روش های به ظهور رساندن آن در زمان های مختلف متفاوت است . آیا در تمامی زمان ها باید به روش امام حسین (ع ) عمل کرد ویا به روش امام رضا (ع ).آیا باید فقط همیشه مانند امام سجاد از زمینه فرهنگی ومناجات وارد شد ویا مانند امام علی در کارزار نبرد به اعاده حق پرداخت .
روشن است که در هر زمان ومکان با توجه به مقتضیات زمانی ومکانی از روش های گاه به ظاهر متناقضی استفاده کر د .اسلام دین بسیط وکاملی است که در دل خودجواب تمامی سوالات انسانی را دارد ومحدود کردن آن در چنبره عقاید فردی امری خطا است .این عقیده همان عقیده غاصبانه امویان وعباسیان است که بر مبنای آن با عنوان امیر المومنین بر مسلمانان حکمروایی کردنددر حالی که اعتقادی به دین نداشتند وبه آن به عنوان وسیله ای برای تحمیل خود بر مردم سود می بردن وبر این مبنا امامان ما رافضی وخارج از دین شمرده می شدند .بیاید به جای این بحث وجدل های بی فایده به اجرای صحیح دین بنا بر نیاز های امروز بپردازیم ونکنین که اسلام نیز به سرنوشت مسیحیت قرون وسطاکه نتوانست جوابگوی احتیاجات بشری باشد دچار شود (که بلا شک با حضور روحانیون آگاه این اتفاق نخواهد افتاد (346141)
فرهاد ايراني
۱۳۸۹-۰۵-۲۴ ۱۰:۱۴:۴۲
آقاي اسفنديار رحيم مشايي هم که همين حرف را زده است. دقت کنيد او گفته است که برداشت هاي متفاوتي از اسلام وجود دارد که يکي از آنها حق است مفهوم اين جمله اين است که برداشت هاي ديگر حظي از حقيقت ندارند. يا به عبارت ديگر بازي شيطان هستند.
حالا ايشان براي آن يک برداشت حق عنوان مکتب ايراني را انتخاب کرده است ظاهرا تمام دعواها سر همان يک کلمه ايراني است انگار آلرژي خاصي نسبت به اين کلمه وجود دارد.
ولي آيا واقعا کلمات اينقدر از محتوا مهم تر است؟! (346222)
من سوالی از جناب مصباح دارم
کدام قرائت از دین واقعی است؟ ایا دیگران هم می توانند قرائت خویش را از دین و اقعی بدانند و قرائت شما را تخطئه کنند؟ پس کدام قرائت از دین واقعی است؟ قران به تدبر و تعقل در ایات خویش فراخوانده پس بر اندیشمندان است که برداشتهای خویش را از آن برای دیگران بیان کنند و بعدا\" با ادله و بحث با یکدیگر به غنای آن کمک کنند. استاد مطهری می گوید بیشترین کمک به اسلام را مارکسیستها کردند می دانید چرا؟ چون در آن سوالهای زیادی ایجاد کردند و متفکرین اسلامی مجبور شدند به دنبال جوابها بروند و همین باعث غنای اسلام شد (346232)
mehdiii.khm1985
۱۳۸۹-۰۵-۲۴ ۱۷:۳۳:۴۴
به نام حق
در مورد مسائل دینی لطفا با مطالعه وارد شوید.
آن بنده خدایی که گفت مساله پلورالیسم فقط به دین مربوط نمی شود ، خب من هم قبول دارم فقط به دین مربوط نمی شود ولی شروع آن از دین مسیحیت بود. شما بفرمایید که اگزستانسیالیسم از کجا شروع شد ؟
شما بفرمایید نهج البلاغه بخوانید تا بدانید. . .
سیر انحراف یک جامه :
اول خواص منحرف می شوند در عمل
بعد عوام به دنبال خواص
بعد خواص برای اینکه خیال خودشان را راحت کنند آن انحراف را تئوریزه می کنند و بعد از آن هم خواص و عوام در عمل و عقیده منحرف می شوند . . .
این حرف هایی هم که این روز ها (البته این روزهای ما) مد شده و به خورد من و شما داده اند تئوریزه شده و دیگر برای ما سخت است تعقل کنیم.
معمولا لغاتی مثل \"احترام گذاشتن\" در این بحث ها خیلی به کار می آید. ولی تمام این ها بازی با کلمات است.
اصل پلورالیسم یعنی هر کسی هر چه گفت درست است !!! عده ای بعداً این رو هی آب و تاب دادن و بهش النگ و دولنگ وصل کردند تا معلوم نشود چه افتضاحی است.
شما بفرمایید کتاب های آقای نیلسون رو مطالعه بفرمایید تا متوجه شوید چه بر سر ما آورده اند به اسم علم !!!
زنده باد مردان حق (346354)
\"اصل پلورالیسم یعنی هر کسی هر چه گفت درست\"
آقای چگوآرا کی همچین حرفی زده؟
لطفا با منبع ذکر کنید.
ضمنا شما که اینقدر از تمدن بیگانگان و مسیحیت بیزارید بهتر نیست بجای عکس چگوآرای مارکسیست بیخدا عکس پیامبر اسلام را لوگوی خود قرار دهید؟ (346405)
\"اصل پلورالیسم یعنی هر کسی هر چه گفت درست است !!! \"
اٍ اٍ آقا مهدی کی همچین حرفی زده ؟ لطفا با ذکر منبع بفرمایید.
پلورالیسم یعنی \"فبشر عبادی الذین یستمعون القول و یتبعون الاحسنه\"
یعنی قبل از اینکه نظر دیگران را شیطانی بدانی ابتدا گوش فرا دهی و بهترین را انتخاب کنی.
پلورالیسم یعنی:
چو بید بر سر ایمان خویش می لرزم
که دل به دست کمان ابرو ایست کافر کیش
یا
ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود
تسبیح شیخ و خرقه رنده می آلوده
پلورالیسم چیزی نیست که در فرهنگ ما نبوده نه خیر اتفاقا علما و عرفای ایرانی زودتر از غربی ها به آن رسیده بودند ولی متاسفانه مردم به آن توجهی نکردند تا اینکه غربی ها به آن رسیدند و برای آن اسم گذاشتند.
گفتم به کام وصلت خواهم رسید روزی
گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باشی
اینکه شما فکر می کنید پلورالیسم یک پدیده ی غربی است تنها یک علت دارد و آن این است که در تمدن ایرانی- اسلامی ما اگرچه وجود داشته ولی اسمی برای آن انتخاب نکرده بودند.
تکثرگرایی واژه ای بود که بعد ها در ترجمه ی کتب غربی از پلورالیسم ابداع شد.
آقا مهدی شما تکثرگرایی را در هیچ حوزه ای قبول نداری؟ یا فقط در حوزه \"دین\" و \"سیاست\" آن را ناروا میدونی؟
ضمنا شما که از اکتساب از تمدن های دیگر و مسیحیت ناخرسندی چرا برای لوگوی خود از عکس چگوارا که یک چپ گرای بی دین بود استفاده کردی ؟
بهتر نیست برای لوگوی خود از عکس شهدای بزرگ کشور عزیزمان استفاده کنید؟ (346409)
وارسته
۱۳۸۹-۰۵-۲۵ ۱۰:۱۸:۲۶
سوال از آيت الله مصباح يزدي:
در به وجود آمدن وضعيت کنوني، در تمام ابعادش؛ اقتصادي ، سياسي و فرهنگي و بالاخره ميدان دار شدن مشايي، نقش حضرتعالي چه ميزان است؟! لطفا صادقانه پاسخ دهيد.
در ضمن سايت الف مردانگي کند و اين نظر و پرسش را بياورد و گردانندگان آن، اگر صلاح ديدند نظر کاربران را در مورد اين پرسش جويا شوند. (346451)
اگر قرائتهای مختلف از دین نبود انسان چونه بع دین واقعی دست پیدا میکرد و میفهمید که دین خودش برتر از دیگری است . (346456)
مسئله ای که شاید از دید آقای مصباح (با تمام احترامی که برای ایشان قائلم)مغفول مانده مسئله معیار صحت قرائت های مختلف از دین است.اصولا قرائت های مختلف از دین همیشه بوده و خواهد بود.مثلا ایمانی که سلمان فارسی داشت اگر بر ابوذر مکشوف می شد همانا به کفر ابوذر منجر می گشت (این نقل مشهوری است)پس حتی در بین دوتن از یاران صدیق پیامبر (ص) و امام علی(ع) هم قرائت های مختلفی از ایمان وجود داشته است.اما آیا یکی از این دو بر باطل بوده اند؟؟خیر زیرا هر دو، چه از جنبه باطنی و چه از جنبه ظاهری متمسک به حقیقت ولایت و شخصیتی که ولایت در او ظهور می یافت بودند.در نتیجه هر دو مورد تاییدند و بعد از مرگ مراتب کمالی خود را طی خواهند کرد. و اتفاقا هردو در جای خویش امر خلافت امام علی(ع) را هم پیگیری می کردند و در این کار موفق شدند.پس این اختلاف مراتب در ایمان که عملا به اختلاف در برداشت از مفاهیم غیبی دین هم منجر می شود ضرری به هدایت افرادی که متمسک به حقیقت ولایتند وارد نمی سازد. مشکل در پلورالیزم غربی نداشتن شاقول هدایت که همان حقیقت ولایت است، می باشد.طبیعتا قرائت های مختلفی که شاخص نداشته باشد به نفی اصل هدایت منجر می شود. (346488)
mehdiii.khm1985
۱۳۸۹-۰۵-۲۵ ۱۵:۱۴:۱۸
به نام حق
با این نظراتی که اینجا می بینم مطمئن شدم که اکثراً بدون مطالعه وارد بحث می شوند.
از سایت الف خواهش می کنم که به این صورت مطلب را در سایت قرار ندهد و برای بیان این گونه مسائل به صورت سلسله وار مبحث را کامل در سایت قرار دهد تا با مقدمات کافی و تعریف دقیق از موضوع آشنا تر شویم.
آقای عزیز که اسلام سلمان و ابوذر را قرائت مختلف از دینمی دانید ، لطفا کمی ، فقط کمی مطالعه کنید. . . اصلا قرائت مختلف از دین چیست ؟
اگر کسی نقش امامت را در دین خوب درک کند بسیاری از این مشکلات بوجود نمی آید . . .
ایراد قرائت های مختلف از دین ، بر سر اصول دین است . اصول تغییری نمی کند . . .
خدا در قرآن برای من و شما بارها و بارها گفته است که قران کتابی است که آشکار با مردم سخن گفته و از لفظ مبین ، بین و ... استفاده کرده است.
آن چیزی که شما از تفاوت ابوذر و سلمان متوجه شدید قرائت مختلف از دین نیست.
زنده باد مردان حق. (346635)
برادر محترم اتفاقا جناب سلمان و ابوذر در تصویری که از اصول دین داشتند با یکدیگر دچار اختلاف بودند.شما می فرمایید قرائت های مختلف از اصول دین ممنوع است.مسئله این است که اتفاقا برداشت از اصل اساسی دین که همان توحید است در انسان ها که هیچ در مومنین و ولائی ها آنقدر متفاوت است که شاید تفاوتشان از به اندازه فاصله نوری باشد.توحید آنقدر مراتب دارد که حتی سلمان ها و ابوذر ها هم از آن تصویر واحدی ندارند.تا کنون مفهومی به نام وحدت وجود به گوش تان خورده است. شما اختلاف در ایمان را چه می دانید؟؟اختلاف در میزان عملکردن به واجبات و مستحبات؟؟هرگز.اختلاف اصلی ایمان بین مومنین و ملائی ها اتفاقا در همین تصویر های متفاوت آنها از توحید و خداست.وگرنه اینکه بالاخره هر مومنی در یک نقطه و به شکلی خدمت می کند و شرح وظایف دنیایی مختلفی دارد که اظهر و من الشمس است.این تفاوت ها که منجر اختلاف بین سلمان و ابوذر تااین حد. نمی شود.اصل ایمان معرفت است.و این معرفت با حجاب های ظلمانی و حجاب های نورانی پوشیده می گردد.به شما پیشنهاد می کنم کتاب چهل حدیث امام خمینی(ره)را حتما مطالعه بفرمایید. (347279)
درست یا نادرست هم اکنون قرائتهای متعددی از ادیان مختلف از جمله اسلام وجود دارد و مسلم است وقتی اختلاف نظری بین دو یا چند دیدگاه و حتی دو نفر وجود دارد یکی درست و بقیه نادرست است. مساله اصلی اینجا است که کدام نظر درست است. اگر کسی به تعدد دیدگاه اعتقاد نداشته باشد یعنی احتمال اشتباه در نظرات خود را نمی دهد که چنین مساله ای صرفا در مورد معصومین قابل قبول است و در شرایطی که حتی بین مراجع تقلید هم در مواردی اختلاف نظر وجود دارد تشخیص سره از ناسره بسیار مشکل است.
افرادی که معتقد به تعدد دیدگاه هستند هیچ گاه قبول ندارند که ممکن است همه دیدگاهها صحیح باشند بلکه معتقدند که به دلیل معصوم نبودن من، ممکن است قرائت من از دین نادرست و قرائت دیگران درست باشد. پس لازم است که به نظرات دیگران هم احترام بگذارم. در مقابل افرادی که مخالف تعدد قرائات هستند در واقع احتمال اشتباه را برای خود قائل نیستند و بنابراین با دیگران به عنوان افراد مغرض برخورد خواهند کرد. (346644)
حساب دو دو تا چهارتاست.
یکی می گفت الان روزه. مخاطبش گفت حرف درسته. دومین نفر داشت رد میشد گفت چرا مزخرف میگی؟! الان که شبه! مخاطبه گفت: تو هم درست میگی. سومین نفر دورتر ایستاده بود. بلند گفت چرا اینا رو مچل کردی؟ این که نمیشه! یا روزه یا شب دیگه! مخاطب این سه نفر گفت: اتفاقا شما هم درست میگی!
ببینید عزیزان اگر لازمه قرائت های مختلف نقض یکدیگر نباشد عقلا احتمال درست بودن یک یا دو یا چند قرائت وجود دارد. مثال: در زمان عثمان، سلمان برای تبلیغ شیعه استانداری مدائن رو قبول کرد و در همان زمان ابوذر برای اثبات مظلومیت علی(ع) و شیعه در تبعید خلیفه در ربذه به تبلیغ مشغول بود و همانجا شهید شد.دقت کنید هدف یکی بود. دفاع از حق و حقیقت ولی در دو جایگاه به ظاهر مخالف هم. با این فرض، حکم صراطهای مستقیم درست است. ما هم پزشک حقجو میخواهیم. هم رفتگر و هم معلم. ولی هدف یکی است. کمک به حق.
برخی قرائت و برداشت ها در خلا همدیگر به وجود می آیند و نقیض همدیگرند.مثلا خلا نور، تاریکی می آورد. اگر لازمه دو یا چند برداشت نقض کردن همدیگر باشند، عقلا یکی درست و بقیه غلطند. نمی شود هم حق با علی باشد و هم با معاویه. هم روز نیست و هم شب. با این فرض نظریه صراطهای مستقیم غلط است و تنها توجیهی برای کجروی و تعطیلی احکام است.جنس حق و باطل مثل شب و روز است. همدیگر را نقض و حذف می کنند.
آنچه امروز مورد بحث فلاسفه است برداشت دوم است. من مطالب آقای مصباح و چند کتاب هم از ایشان خوانده ام. منظور ایشان رد پلورالیزم با برداشت دوم است. ایشان نگفته اند که همه باید مصباح شوید! گفته اند همه باید حق طلب شوید.
البته قبول دارم که این اختلاف قرائتها موجب نزاع میشود ولی چه باید کرد؟ آیا باید حرف غیر منطقی را پذیرفت؟ آیا باید باطل را در کنار حق جای داد؟ آیا اگر شب بیاید روز از بین نمی رود؟ آیا غربی ها که پلورالیزم را ترویج می کنند با ابزارهای مختلف مخالفان خود را در جهان حذف نمی کنند و نکرده اند؟ یعنی خود آنها هم به غیر واقعی بودن و ابزاری بودن پلورالیزم واقفند.
باید گفت پذیرش این نظریه به بهانه جلوگیری از نزاع پاک کردن صورت مساله و نهایتا حذف حق و جایگیری باطل است. یعنی پلورالیزم صلح به ارمغان نیاورده است. به نظر می آید که راه جلوگیری از نزاع روشنگری، مباحثه، اقناع، کرسی آزاد اندیشی، تفکیک مدل منفی و مثبت آرا و قرائات از هم که در بالا اشاره کردم و البته در مواردی نادر از بین بردن باطل است. عقل این را می گوید. قرآن می گوید. امریکا هم همین کار را در موضع اهل باطل دارد انجام می دهد، یعنی وقتی کارد به استخونش رسید لشکرکشی میکند. لازمه دنیای مادی این است. گرچه خشونت آمیز باشد.
البته شناخت حق و باطل با معیارهای عقلی و دینی(قرآن و عترت) قابل بازشناسی است و نباید هرکسی که تحمل مخالف را نداشت انگ باطل بزند و او را حذف کند.
فرق این نظریه با فاشیسم در این است که در فاشیسم مساله حق و باطل نیست. مساله زور است. هیتلر اومد نظر شیخ مفید رو بخونه؟
آیا حرف من مخالف دارد؟ (346727)
mehdiii.khm1985
۱۳۸۹-۰۵-۲۵ ۲۱:۱۲:۴۰
به نام حق
در پشت واژه پلورالیسم دینی واقعا دست شیطان است.
وقتی شما پلورالیسم دینی را قبول کردید ، یعنی دین مسیح هم درست می گوید ، اسلام هم درست می گوید ، زرتشت هم درست می گوید ، یهود هم درست می گوید . . .
«وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الاِْسْلَـمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِى الاَْخِرَةِ مِنَ الْخَـسِرِینَ ; (آل عمران ، 85) هر کس غیر از اسلام دین بجوید ، هرگز از او پذیرفته نشود و او در جهان دیگر از جمله زیانکاران خواهد بود» .
خب واقعا همه اینها درست می گویند ؟ دوستی نوشت که باید دنبال این بود که ببینیم چه کسی درست می گوید ، دوست عزیز من هم برای این نظر دادم که بگویم پلورالیسم دینی نهایتا به اینجا می رسد که همه درست می گویند !!! یعنی خدای مسیحی و خدای مسلمان با هم فرق دارد که در خانه مسیحی شراب خوردن حلال و در خانه مسلمان شراب خوردن حرام است ؟ !!!
پلورالیسم دینی نهایتا به اینجا می رسد که هر کسی هر دینی دارد نهایتا مورد رضایت خداست !!! و بهشت بر او گوارا باد !!!
قرائت های مختلف از دین به اینجا ختم نمی شود که برویم حق را پیدا کنیم ، به اینجا ختم می شود که حق را نمی توان واقعا تشخیص داد !!! پس همه بیخیال !!! پس هر کسی به دین خویش . . .
پس شما بفرمایید که وقتی من هم با اسلام و هم با مسیحیت مورد رضایت خدا باشم ، چه دلیلی دارد که به خوردم زحمت مسلمانی بدهم ؟ خب بهائی می شوم که همه چیزش آزاد است !!!
آن آیه که دوستان فرمودند ربطی به قرائت های مختلف از دین ندارد.
زنده باد مردان حق (346828)
باید گفت علت اصلی کج فهمی های ما از فرمایشات استاد شاید پیش زمینه ما از فرهنگ غرب باشد و البته مطالبی که سالها در راس حکومت تبلیغ شده است اکنون زمان می برد که به تصحیح این نظرات توفیق پیدا کنیم والا اینکه خدا و دین او واحد است بسیار قابل فهم است.
اینکه اختلاف در دین امری مردود است و علمای یهود و نصاری در قرآن به این امر سرزنش می شوند هم آمده است . پس ماهم از علمای قوم یهود و نصارا معززتر نیستیم اگر یک جوری شیطان رادر بدی ها و کج رویها دخیل بدانیم می فهمیم که ابلیس و شیطان مشوق بندگان خدا در کار تحریف دین است و نباید از آوردن نام وی در زمره هنرمند بدعت گذار در دین (ایجاد کننده قرایت های متفاوت دینی) دچار اضطراب شد.
خوب بسیاری از آیات و روایات هم این را می گوید که شما اصل را بر قبولی و درستی همه نظرات (قرایت های مختلف} ندانی بلکه اصل را بر دریافت دین واحد حق بدانی(وحدت) در غیر اینصورت اگر شما همه آرا و نظرات را دارای شان و احترام و فابل اعتنا دانستی پس از اندک زمانی شما در زیر بار انبوهی از گزاره های دینی (مجعول ) غرق خواهی شد وبه راحتی احساس خواهی کرد که اصولا فلسفه دین و ارسال کتاب و نبوت امری بی فایده بوده است.
اینکه حضرت ا مام میفر مودند اگر همه انبیا مثلا زیر یک سقف جمع شوند هیچ باهم اختلاب نمی کنند . دا یر مدار همین مساله است چون آنها بر مکتب حق عمل میکنند که انهم واحد است پس اختلافی باقی نمی ماند .
حضرت استاد بصورت مصداقی ترک قرایت های ناصواب غیر موحدانه را در مبارزه با دشمن وبرای فایق آمدن بر دشمن وحدت عمل و حتی شاید وحدت نظر را رهنمون می شوند.
در واقع این بیان است که مربی تیم برای غلبه بر تیم حریف همه افراد تیم را به وحدت و مرتبط بودن (هماهنگی) دعوت می کند نه به تشتت و پیروی از افکار و روشهای فردی.
به رسمیت شناختن حتی ادیان دیگر در قرآن اصلا مجوز این نیست که هرکسی زی خودش گیرد بلکه تایید و اقرار قرایت های مختلف از دین اما به جهت تعامل در ایجاد وحدت در جامعه حول مشترکات و به تبع زدودن هر چه بیشت نقاط افتراق است .
اصلا پر وا ضح است که نه خداوند و نه پیامبرش راضی به وجود فرقه های مختلف دینی از شیعه و سنی و ... نیستند و حتما هم مسلمانان نباید به این امر راضی باشند پس چکار باید کرد همان راه قرآنی که برای سایر ادیان در قرآن آمده است یعنی تکیه بر مشترکات و حتی الامکان پرهیز از اختلاف آنقدر که همه بردین واحد خداوند واحد وارد شوند.
برای جامعه الان ما حول محور رهبری و با التزام به قانون و با تلاش و تعامل حوزه های دین و دانش به وحدت کامل که همان حبل الله المتین است برسیم به خواست خدا (347586)