۲۵
توصيه مطلب 
۵۷
 
کد مطلب: 8723
دکتر عظیمی چه در سر داشت؟
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۰۹
اواسط اردیبهشت هر سال ، یاد آور درگذشت غمبار استاد اقتصاد ایران ، مرحوم دکتر حسین عظیمی است. زنده نگه داشتن نام و یاد و ایده های مرحوم عظیمی کمترین ادای دین شاگردان آن زنده یاد است؛ در حق او و در حق اقتصاد ایران.
 
شهرت نام دکتر حسین عظیمی به عنوان اقتصاددان در نزد جامعه کارشناسی کشور، بیشتر به مخالفت شجاعانه و بسیار صریح آن مرحوم با برنامه اول توسعه برمی گردد. جایی که در سال 1368 در اولین سمینار بازسازی اقتصاد ایران پس از جنگ، با صراحت بي نظيري نقایص و اشتباهات فاحش "سیاست های تعدیل اقتصادی در برنامه اول توسعه" را تشریح و به درستی بحران اقتصادی ناشی از آن را پیش بینی کرد.
 
هشدار های صریح و شجاعانه دکتر حسین عظیمی در تخطئه سیاست تعدیل اقتصادی و اشتباه دانستن آزادسازی و خصوصی سازی بدون تمهیدات نهادی – ارزشی لازم ، به مذاق دولت سازندگی اصلا خوش نیامد .
 
نتیجه آنکه دکتر حسین عظیمی را از محل کارش (سازمان برنامه و بودجه) اخراج کردند و نام او را در سازمان صدا و سیمای وقت (تحت ریاست آقای محمد هاشمی ) در فهرست سیاه قرار دادند. تا سال 1380، استاد همچنان ممنوع التصویر بود و بجز روزنامه های کیهان و سلام و یکی دو نشریه تخصصی، از رسانه ها کسی سراغ دکتر عظیمی را نمی گرفت . چنین بود که نام دکتر عظیمی طی دهه 70 به تدربج در ذهن جامعه کارشناسی کشور کم رنگ شد .
 
در نزد جامعه دانشگاهی – اقتصادی ایران اما ، نام « حسین عظیمی آراني» بواسطه دو ایده درخشان اش در این دوره همچنان معتبر و مشهور ماند.
 
ایده اول دکتر عظیمی این بود که سرمایه گذاری پایه ای برای توسعه ایران را نه در سد و بانک و کارخانه ، بلکه باید در مدارس و دانشگاه ها صرف کرد. آن مرحوم 25 سال پیش به درستی تشخیص داده بود که راه برون رفت اقتصاد ایران از مدار های توسعه نیافتگی و فقر، سرمایه گذاری در نیروی انسانی و ارتقای توانایی ها و مهارت های جوانان و دانش آموزان و دانشجویان ایرانی است . خدایش بیامرزد که چه درست تشخیص داد و حیف که متولیان آن روز اقتصاد ایران به جای اینکه ایده او را بپرورانند و اجرا کنند ، از سازمان برنامه بیرون و منزوی اش کردند .

دومین ایده درخشان دکتر عظیمی که این روزها طرفداران بسیاری پیدا کرده ، لزوم اجرای تمهیدات ارزشی و نهادی در جامعه به عنوان پیش نیاز توسعه اقتصادي بود . دکتر عظیمی می گفت بدون پلیس و دادگاه های سالم، کارآمد، قدرتمند، محرم و مستقل ونيز بدون قوانین و مقررات منطقی، شفاف و با ضمانت اجرایی کافی، سياستگذاري های توسعه موفق نخواهند بود.

* * *

امروز می توان به روشنی دو نحله فکری و نگاه متفاوت را در جامعه دانشگاهی و سیاستگذاری اقتصاد ایران از هم تشخیص داد : نگاه مهندسی و نگاه اجتماعی .
 طرفداران نگاه مهندسی به اقتصاد، اقتصاد را علمی از جنس ریاضی و فیزیک می بینند و درون اتاق ها و پاي رايانه هاي ها ی خود  نشسته و با چرخاندن اسطرلاب آمار و ارقام ( اقتصاد سنجی )، برای اقتصاد ایران نسخه می پیچند .

دسته دوم یعنی طرفداران نگاه فرهنگی – اجتماعی به مسایل اقتصادی معتقدند تحلیل های کمی "به تنهایی" برای نسخه نویسی برای اقتصاد ایران کافی نیست و برای داشتن تحلیل جامع و نسخه موثر برای درمان دردهای مزمن اقتصاد ایران باید آن را از همه جوانب، ازجمله مسايل فرهنگی، اجتماعی، نهادی و سیاسی نیز بررسی کرد.
 
گروه اول، آنچه را که از آن طرف آب نیامده باشد، علم اقتصاد نمی دانند، اما گروه دوم معتقدند اقتصاد یکی از علوم انسانی است و تئوری اقتصادی ملی باید بر اساس اقتضائات ملی  تدوین شود. مرحوم دکتر حسین عظیمی معلم و پرچمدار این دسته از اقتصاددانان ایران بود.
 
از پایان جنگ تحمیلی تا پایان دوران دولت اصلاحات، (به جز دو سال پایانی دولت آقای خاتمی )، نگاه اول بر سیاست ها ، برنامه ها و مقدرات اقتصاد ایران حاکم بود . در دور دوم دولت آقای خاتمی که نفوذ «کارگزاران سازندگی» تا حدودی کم شده بود ، دکتر عظیمی فرصت یافت در سیاستگذاری اقتصادی ایران نقش ایفا کند، اما تقدیر، سرنوشت دیگری برای او رقم زد . استاد نجیب اقتصاد ایران در بیستم اردیبهشت ماه 1382 پس از تحمل چند ماه بیماری با این جهان وداع کرد و به رحمت خدا رفت .

آنها که از نزدیک با مرحوم عظیمی حشر و  نشر داشتند ، او را انسانی فکور، بردبار، سختکوش، منظم، مردمگرا ، متواضع و متین توصیف می کنند .

دکتر حسین عظیمی با وجودی که از معتبرترین دانشگاه اروپا (اکسفورد) فارغ التحصیل شده بود ، اما هرگز وطن را فراموش نکرد و فراموش نکرد که برای خدمت به مردم ایران به آکسفورد رفته است .او همیشه دغدغه فقرا و محرومان جامعه را داشت و با تمام وجود دلش برای توسعه همه جانبه ایران می تپید. روحش شاد.


یادآوری:
به مناسبت چهارمین سال درگذشت مرحوم دکتر حسین عظیمی مراسمی به شرح زیر برگزار می شود:
سه شنبه 18 اردیبهشت 86  ساعت 15:30 دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی
خیابان بهشتی – نبش احمد قصیر (بخارست)
پنج شنبه 20 اردیبهشت 86  ساعت 9 تا 12 شهرستان آران و بیدگل
خیابان معلم، کانون فرهنگی نصر
جمعه 21 اردیبهشت 86  ساعت 9:30 بهشت زهرا(س)، قطعه 88 (هنرمندان و فرهیختگان)

مرتبط: آخرین توصیه های دکتر عظیمی برای برنامه چهارم توسعهبايدها و نبايدهاى توسعه بلندمدت ايران 
Share/Save/Bookmark
 


zabih
۱۳۸۶-۰۲-۱۷ ۱۶:۴۶:۱۸
واقعاً روحش شاد . رفت و این روزگار را ندید وگرنه دوباره لب به شکایت می گشود و دوباره . . . . (24898)
 
۱۳۸۶-۰۲-۱۷ ۱۶:۵۴:۵۳
هم اکنون بسياري مانند ايشان هستند که از دولت مهرورزي اخراج شده اند. لطفا آنها را هم ببينيد (24901)
 
۱۳۸۶-۰۲-۱۷ ۱۷:۰۰:۴۶
بر خلاف تصور نگارنده ریاضی و فیزیک نیز علومی اجتماعی هستند و کسانی با تفکراتی همچون شما این علوم را در کتابخانه و در چهاردیواری محبوس می کنند و سپس داد میزنند که چرا اقتصاد از نوع اجتماعی را پاس نمی داریم. شمایی که ریاضی و فیزیک را اجتماعی نمی دانید برخلاف تصورتان دشمن اقتصاد نیز هستید. ریاضیاتی که اجتماعی نباشد به درد همان کسانی می خورد که نگاه محدودی به آن دارند. (24903)
 
حامد قدوسی
۱۳۸۶-۰۲-۱۷ ۱۷:۳۰:۰۰
متاسفانه نویسنده مقاله نشان می دهد که اطلاع چندانی از ساختار علم اقتصاد ندارد و همان تقسیم بندی کلیشه ای علم \"کمی\" و انسانی را که فقط در ایران رایج است تکرار می کند. اگر با پیشرفت های علم اقتصاد در چند دهه اخیر آشنا باشید می دانید که پایه اصلی مطالعات اقتصادی \"مدل های تئوریک\" است که قلب کار یک اقتصاددان را تشکیل می دهد و محاسبات \"کمی\" و \"اقتصادسنجی\" فقط بخشی آخر و نسبتا کم اهمیت آن را تشکیل می دهد. مدل تئوریک هر چند به \"زبان\" ریاضی نوشته می شود ولی لزوما \"کمی\" به معنایی که شما و دوستانتان به کار می برید نیست و هیچ اقتصاددان خبره ای هم با کارهای صرفا اقتصادسنجی توصیه های سیاست گذاری ارائه نمی کند.


مشکل مرحوم عظیمی و برخی مدعیان اقتصاد در ایران این است که اساسا با چارچوب های پیشرفته نظریه خرد (مثل تعادل عمومی، انتخاب اجتماعی و نظریه قرارداد) آشنایی نداشتند و ندارند و لذا صحبت هایشان فاقد یک همگرایی و سازگاری نظری عمیق متناسب با پیچیدگی مسایل اقتصادی است و بیشتر شبیه قطعات به هم چسبیده از نظریات بسیار کلان در سایر حوزه های علوم انسانی و یا در مقابل کارهای صرفا اقتصادسنجی با دقت پایین است.

در واقع اقتصاددان های جدی و تاثیرگذار در دنیا به گروه سومی تعلق دارند که اساسا در تقسیم بندی شما از قلم افتاده است. (24905)
 
احسان
۱۳۸۶-۰۲-۱۸ ۰۹:۵۹:۵۹
اقاي قدوسي فراموش نفرماييد كه تمام مباحث تئوريك در علم اقتصاد بر اساس ثابت بودن همه شرايط وعوامل طراحي ميشوند واين به تعبير مولوي همان ( كدويي) است كه دوستاني كه ترجمه اي فكر ميكنند معمولا فراموش ميكنند. به هر حال شما كه بنظر ميرسد خوب درس خوانده اي اين شعار قديمي \" جهاني فكر كن اما بومي عمل كن\" را فراموش نفرما! (24959)
 
nashanas
۱۳۸۶-۰۲-۱۷ ۱۷:۴۶:۵۸
با سلام واحترام
ضمن تشكر از از اينكه از ايشان يادي كرديد، لازم مي دانم چند نكته را ياداوري كنم :
1- من شخصا با بخشي از ديدگاه هاي دكتر عظيمي مخالفم، اما معتقدم كه برخورد مسئولين ما در سال هاي گذشته با دكتر عظيمي از سر مهر نبود.
2- احتمالا گردانندگان اين پايگاه اطلاع رساني مي دانند كه دكتر عظيمي با اينكه شاگرد اول دانشگاه تهران(در مقطع كارشناسي ارشد) و فارغ التحصيل يكي از بهترين دانشگاههاي جهان بود و در مباحث توسعه در ميان ديگر اقتصاددانان موقعيت ممتازي داشت، لكن هيچگاه نتوانست عضو هيئت علمي يكي از دانشگاهها و منجمله دانشگاه تهران شود.و اين درحالي بود كه تعداد قابل توجهي از دانش آموخته هاي داراي مدرك كارشناسي ارشد( با مدرك اقتصاد وبدون آن ) و نو مدركان ( كساني كه با رانت دولتي و بورسيه بدون صلاحيت علمي ومتاسفانه حتي انقلابي و اسلامي وبا زد وبند و...) كه سال ها پس از پيروزي انقلاب اسلامي به دانشگاهها راه يافته بودند، عضو هيئت علمي دانشگاهها ومراكز آموزش عالي شدند و برخي هنگام فوت دكتر عظيمي دانشيار يا استاد تمام شده بودند؟!
اما وي مجبور شد به دانشگاه ازاد ( كه همه سطح وعمق محيط علمي و تحقيقاتي آن را مي دانيم ) پناه ببرد.
3 - آيا بهتر نيست در سال روز درگذشت چنين افرادي ما ( از رده بالا تا رده پايين مسئولانمان )عملكرد خودمان درقبال اين قبيل افراد را نقد وبررسي كنيم و تحقيق كنيم كه چرا تعمدا(عالمانه واگاهانه ) مرده پرستيم ومرده پرستي را ترويج مي كنيم و از هر نمدي براي خود گلاهي دست وپا مي كنيم و اموج سواري مي كنيم و تصور مي كنيم از اين راه ما وكشور بجايي مي رسد .ايا بهتر نيست بخشي از هزينه و فرصتي كه صرف مرده پرستي مي كنيم در حيات افراد و براي اشاعه علم ودانش و عالم ودانشمند (كه يقينا بدليل اينكه انسان است ديدگاههاي او تركيبي از درست ونادرست وصحيح و ناصحيح است ) بشود .
4 - افكار افرادي مانند دكتر عظيمي بدليل نفوذي كه عليرغم ميل برخي از افراد دارند لازم است مورد بحث و بررسي قرار گيرند. تا راه رشد دانش توسعه كه ما در ان همچنان مترجم وفقيريم گشوده شود . بلكه با فهم اينكه چرا اينيم و( ان )نيسيم ( بايد خودمان( ان) را تعريف و تعيين نماييم و به نظر اينجانب( آن) مي تواند گذر ار فرد وجامعه سنتي به فرد وجامعه مدرن يا پست مدرن نباشد)وراه برون رفتمان چيست و ..... به جايي برسيم .مسلما رسيدن به وضعيت مطلوب بدون فهم اينكه ان وضعيت چيست و ما در چه موقعيتي نسبت به ان هستيم و چگونه بايستي طي مسير كنيم ، محال است . مگر اينكه قائل به تصادف باشيم ونظام علي ومعلولي را قبول نداشته باشيم يا معتقد باشيم پسر خوانده خداييم واو دم به دم به اعجاز ما را مدد مي رساند و نياز ها ومشكلاتمان با معجزه هايي كه از تير 84 شاهد يكي آز هزاران انها هستيم رفع و رجوع مي شود؟!
عزيزان آدم خواب را مي شود بيدار كرد، پس اگر خوابيم بيدار شويم، كه فردا دير است .اما اگر خوابزده ايم رحمه الله من قرالفاتحه مع الصلوات. (24906)
 
محمد
۱۳۸۶-۰۲-۱۷ ۱۹:۵۷:۱۳
خيلي ممنون كه از استاد ياد كرديد. چقدر جايش خاليست...
براي شادي روحش فاتحه اي بفرستيم (24915)
 
مجتبی
۱۳۸۶-۰۲-۱۸ ۰۷:۵۸:۰۲
ظاهرا این روزها هر کسی که کم می آورد باید یک جورایی آن را به دولت نسبت داد! من نمی دانم چرا هرکاری تا حالا در این مملکت می شده درست بوده اما هرچه دولت احمدی نژاد می کند فاجعه است. شما را به خدا از این سیاسی کاری دست بردارید. (24942)
 
علي
۱۳۸۶-۰۲-۱۸ ۰۹:۴۶:۱۵
اقا مجتبي برادر گلم چرا عصباني شدي ؟ هدف اين مقاله دولت نهم نيست . درست دفاع كردن را ياد بگير. سالم و سر بلند باشي. (24958)
 
۱۳۸۶-۰۲-۱۸ ۰۸:۰۱:۱۱
اگر در دوره سازندگی دکتر عظیمی را از سازمان برنامه و بودجه اخراج کردند در دوره مهرورزی با قراردادن سازمان مدیریت و برنامه ریزی زیر نظر استانداریها فاتحه این سازمان را خواندند. (24943)
 
شایان
۱۳۸۶-۰۲-۱۸ ۰۹:۰۲:۳۱
متاسفانه نخبه کشی در جامعه ما نهادینه شده است وچه خسارتهایی از این محمل به کشور عزیزمان وارد نشده است (24946)
 
علي زماني
۱۳۸۶-۰۲-۱۸ ۰۹:۲۵:۳۶
خدا ايشان را بيامرزد و با ائمه اطهار محشورش فرمايد، حيف كه در زمان حيات قدر ايشان راندانستند.رحم االله من يقرأ الفاتحه مع الصلوات. (24950)
 
سعيد
۱۳۸۶-۰۲-۱۸ ۰۹:۲۶:۳۶
من به عنوان يك هم شهري به دكتر افتخار ميكنم (24951)
 
درویش
۱۳۸۶-۰۲-۱۸ ۱۴:۴۸:۱۸
ما افثخار میکنیم، ما پرتقال میخوریم!
پس ما دو کار میکنیم، هم افثخار میکنیم، هم پرتقال میخوریم!
البته با بی مبالاتی خصوصی سازی هم میکنیم
وضع حقوق معلمان هم ضامن پیشرفت علمی آیندگان است. (24991)
 
م ع
۱۳۸۶-۰۲-۱۸ ۱۵:۰۶:۳۵
جهت اطلاع همه منتقدین لازم است یادآوری کنم که ایشان انسان خیلی ساده زیست و افتاده ای بود و برای کارکنان زیرمجموعه خود بسیار متواضع و همیشه دغدغه حل مشکلات کارکنان مستضعف را داشت و همیشه به روستایی بودن خود افتخار می کرد.حیف که برخی از مدیران قدر ایشان را نمی دانستند.یکی از کارکنان موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی (24994)
 
حيران
۱۳۸۶-۰۲-۱۸ ۱۹:۱۶:۲۶
نام بخش تحليلي را بر بالاي مطلب ديدم
با علاقه مطلب را مي‌خواندم كه به اينجا رسيدم:
\" ... درون اتاق ها و پاي رايانه هاي ها ی خود نشسته و با چرخاندن اسطرلاب آمار و ارقام ...\"
دلم سوخت كه ناگهان براي در هم پيچيدن رقيب از ادبياتي غير تحليلي و كاملاً تحقيري استفاده شده‌است
دلم براي دكتر حسين عظيمي هم سوخت
دلم براي همه‌مان سوخت (25022)
 
حيران
۱۳۸۶-۰۲-۱۸ ۱۹:۲۱:۰۹
دوباره مطلب را خواندم و اين قسمتش مرا متوقف كرد. شما هم بخوانيد:
\"نام او را در سازمان صدا و سیمای وقت (تحت ریاست آقای محمد هاشمی ) در فهرست سیاه قرار دادند. تا سال 1380، استاد همچنان ممنوع التصویر بود و ...\"
راستي بابت روشي به نام \"ممنوع التصوير\" كردن و \"در فهرست سياه قراردادن\" چقدر به ممكلت ما خسارت زده است؟
راستي اين روش براي همسايه فقط بد است يا براي ما هم؟ (25023)
 
۱۳۸۶-۰۲-۱۹ ۰۹:۲۴:۳۹
خدا ايشان را رحمت كند اما نظر نويسنده محترم حتما اين نبوده كه در كشور فقط بايد نصايح ايشان را بكار ببندند و باقي متخصصين اقتصاد بروند كشكشان را بسابند. (25067)
 
مسعود
۱۳۸۶-۰۲-۱۹ ۱۰:۱۹:۰۱
این هم نکته سیاهی دیگردر کارنامه دولت سازندگی.دولتی که همه چیزرافدای مصلحت کرد. (25074)
 
متفکر منورالملوک
۱۳۸۶-۰۲-۲۲ ۲۳:۵۰:۰۱
حقیر متفکر منورالملوک این فرضیه را ابداع نموده ام اگر یک سازمان یا ارگان تحقیقاتی پیدا شود حاضرم با ایشان قرار داد ببندم و اما فرضیه من اقتصاد در این مملکت یعنی کشک و سیاست هم یعنی پشم پس با جمع متناقض این دو فرآیند میشود صنعت کشک سابی و پشم ریسی را توسعه داد باور بفرمائید ارز آور هم است و منفعت آن به همه آحاد مملک هم خواهد رسید لذا مرحوم دکتر عظیمی که خداوند روحش را با انبیا و او صیا محشور گرداند باید میدانست که فهرست سیاهی در کار است و ممنوع اتصویر خواهد شد میگویند خود کرده را تدبیر نیست هر چند که به سبب اراده آن مرحوم در پایبندی به ارزشها منزلت عظیمی به مصداق نامش در بهشت ان شاءاله خواهد داشت (25338)
 
۱۳۸۶-۰۲-۲۳ ۰۹:۴۷:۲۷
پیتر دراکر پدر علم مدیریت نوین در آخرین لحظات مرگش در خصوص دولت بوش و حمله به عراق سئوال می کنند . می گوید کار های یک دولت را ده ها سال بعد می توان قضاوت کرد نه اکنون؟1
و حالا ثمره ده ها سال قبل را دولت مهر ورز با هزینه ای سنگین پرداخت می کند..... نام محفوظ (25359)
 
خسرو نورمحمدي
۱۳۸۶-۰۲-۲۶ ۱۲:۱۰:۰۴
مطلب فوق تنها يكي از مقالات دكتر حسين عظيمي است.دكتر عظيمي داراي ويژگي هاي برجسته اي از جمله تسلط بر روش و ماهيت تحقيقات، شناخت عميق از علوم اجتماعي، شناخت شرايط اقتصادي اجتماعي سياسي و فرهنگي ايران داشت. همچنين فردي بود كه بسيار عاشقانه و دلسوزانه براي جامعه علمي ايران و مردم تلاش مي كرد.برخي از مقالات ايشان در سايتwww.parsdargahsites.com موجود است و علاقمندان مي توانند با اين نظريه پرداز بيشتر آشنا بشوند. (25906)
 
۱۳۸۶-۰۳-۱۲ ۱۰:۱۴:۳۶
با سلام
اگر آقای توکلی فراموش نکرده باشند در سالهای 68-72 ايشان سردبير اقتصادی رسالت بودند چرا آنموقع فکر ايشان نبودند.البته شايد اگر ايشان به رحمت خدا نرفته بودند الان مورد مرحمت متحدان اقای توکلی (نادران) واقع می شدند و همانگونه که در مورد 50 استاد اقتصاد صحبت می کردند در مورد ايشان هم صحبت می کردند. (27889)
 
۱۳۸۶-۰۴-۱۱ ۱۱:۱۵:۳۷
اگر او ایشان امروز زنده بود در مورد این کارها چه می نوشت.

برداشت کلان و واریز آن به بازار هر دو هفته در میان از صندوق ذخیره ارزی

کاهش نرخ سود دستوری از 14 به 12 و افزایش باطنی نرخ سود واقعی از 14 به نامشخص

معکوس شدن رابطه افزایش حقوق کارکنان دولت با میزان تحصیلات - سابقه کاری و سمت سازمانی یعنی هر چه بی سوادتر - کم سابقه تر و رده پایین تر درصد افزایش حقوق بالاتر و بر عکس و حمایت اقای توکلی و دوستان اقتصادی ایشان از این عملکرد

اقتصاددانانی که همزمان می خواهند هم رکود را از بین ببرند و هم تورم را و هم بیکاری را
و از این موارد که بر خوانندگان محترم پوشیده نیست
البته این ها مشکل این دولت و ان دولت نیست مشکل ما نداشتن منشوری که همه به آن پایبند باشیم است هنوز برای توسعه و پیشرفت کشورمان و سیاست گذاری بر سر هیچ منشوری به توافق نرسیده ایم و
چه کسی باید این منشور را بنویسد و
در کجا تایید شود.
چه کسی بر ان نظارت کند
با متخلفین چه باید کرد. (31695)
 
۱۳۸۶-۱۱-۲۷ ۱۳:۱۵:۲۸
لطفا اقتصاد را در ایران تعریف کنید (51041)