ایران و آمریکا بعد از اخراج بولتون

گروه جهان الف،   3980620162 ۲ نظر، ۰ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
ایران و آمریکا بعد از اخراج بولتون

دونالد ترامپ، روز سه شنبه گذشته طبق معمول همیشگی که اخبار و دیدگاه های خود را از طریق فضای مجازی اعلام می کند در توییتر اعلام کرد که جان بولتون مشاور امنیت ملی کاخ سفید را اخراج کرده و دیگر به حضور او نیازی نیست.

رئیس جمهور آمریکا در پیام توییتری خود عنوان کرد که همانند بسیاری از اعضای دولت خود با بسیاری از پیشنهادهای جان بولتون مخالف بوده است.

جان بولتون سومین مشاور امنیت ملی رئیس جمهور آمریکا بوده است. پیش از او مایکل فلین و هربرت مک مستر این سمت را در اختیار داشته بودند. در حال حاضر کاخ سفید چارلز کوپرمن معاون بولتون را به عنوان مشاور موقت رئیس جمهور معرفی کرده است. افکار و دیدگاه های وی بسیار نزدیک به جان بولتون می باشد اما مشخص نیست که در نهایت گزینه اصلی دونالد ترامپ برای این سمت کوپرمن باشد.

جان بولتون در دوره رئیس جمهوری ترامپ حدود نوزده ماه در سمت مشاور امنیت ملی کاخ سفید حضور داشت. او به سیاست تهاجمی و سخت گیرانه در قبال روسیه، چین، کره شمالی، ایران، ونزوئلا و ... معروف بوده است. بولتون مدافع جدی حمله نظامی به ایران بعد از سرنگونی پهپاد آمریکایی بوده اما ظاهراً اطرافیان دیگر ترامپ بدلیل تبعات و پیامدهای چنین اتفاقی رئیس جمهور را از انجام چنین اقدامی منصرف کرده اند.

اگر چه تغییر و تحولات گسترده در کابینه ترامپ در سه سال گذشته به امری بسیار عادی تبدیل شده اما کنارگذاشتن جان بولتون موجب ارائه تفسیرها و تحلیل های گسترده ای شده است. احتمالاً این اتفاق نیز به دو دلیل بوده باشد. اولین عامل به جایگاه مشاور امنیت ملی برمی گردد که دارای دفتری در کاخ سفید و در کنار رئیس جمهور است و از این لحاظ دارای قدرت تاثیرگذاری فوق العاده ای بر شخص اول آمریکا است و می تواند نقش پررنگی در تصمیم سازی ها ایفا کند. بر این اساس به صورت غیر رسمی قدرت مشاور امنیت ملی آمریکا از وزیر خارجه و دفاع و دیگر شخصیت های کابینه بسیار مهم تر جلوه می کند. عامل بعدی نیز به شخصیت جان بولتون برمی گشت که در ساختار قدرت و در دولت های مختلف آمریکا حضور داشته و دارای افکار و عقاید مشخصی بوده است. بولتون اگر چه خود را یک نئوکان نمی دانست اما معمولاً در جرگه و وفاداران این گروه به حساب می آمد. به طور خلاصه نئومحافظه کاران معتقد به هژمونی آمریکا و ارزش های آن بر جهان هستند و معتقدند باید دولت های اخلال گر و شرور که مانع تحقق چنین اصل و ایده ای هستند به شدت تنبیه کرد. آنها در راه رسیدن به اهداف خود ذره ای برای اصول و سازمان های بین المللی ارزش قائل نیستند. رگه هایی چنین تفکری در بسیاری از نهادها و مراکز تصمیم گیری قابل مشاهده است اما اوج قدرت آنها به جورج بوش پدر و به خصوص پسر بازمی گردد که موجب جنگ افغانستان و عراق نیز شدند. جان بولتون در آن زمان سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد بود.

احتمالاً همین اعتقاد جان بولتون به ایجاد و سیطره نظم آمریکایی در جهان با شعار اول دونالد ترامپ در بسیاری از مواقع تضاد پیدا کرده و به همین دلیل ناچاراً ترامپ وی را برکنار کرده است. به عبارتی جان بولتون معتقد به اولویت سیاست خارجی و جنگ پیشدستانه در راستای ایجاد نظم آمریکایی با هژمونی ارزش های آن است اما اصولاً ترامپ چنین اعتباری برای این مسائل قائل نیست و از جنگ بیزار است و سیاست خارجی را نیز صرفاً زمانی مهم می داند که از آن جهت کمک به رشد اقتصاد آمریکا بهره گرفته شود.

رابطه ایران و آمریکا در دوران پسابولتون

در چند روز گذشته که از برکناری جان بولتون می‌گذرد این خط تحلیلی پررنگ شده که یکی از موانع اصلی گفت و گوی ایران و آمریکا برداشته شده و این دو کشور در حال حاضر می توانند باب گفت و گو را باز کنند.

محمدجواد ظریف جان بولتون را تلویحاً لیدر تیم بی علیه ایران معرفی می کرد که با همکاری بن سلمان، بن زائد و بنیامین نتانیاهو مشغول ایران هراسی هستند و از هیچ اقدامی علیه ایران فروگذار نیستند.

بر این اساس ممکن است برخی تحلیل کنند ترامپ عامدانه با برکناری جان بولتون در پی ارسال سیگنالی به ایران بوده تا زمینه برای مذاکره باز شود.  بخصوص این که اخراج بولتون در آستانه نشست مجمع عمومی سازمان ملل انجام شده است.

اما به نظر می رسد ارزیابی مقامات ایران چندان با این تفسیر هم خوان نیست. چرا که بلافاصله بعد از این اتفاق مایک پمپئو و استیو منوچین وزرای خارجه و خزانه داری آمریکا در یک نشست خبری تحریم های جدیدی را علیه ایران اعلام کرده اند. آنها همچنین در این نشست اعلام کردند که سیاست کاخ سفید در قبال ایران با رفتن بولتون تغییر نخواهد کرد.

به همین دلیل بود که حسن روحانی، محمدجواد ظریف و مجید تخت روانچی در اظهارنظرهایی فارغ از کنار رفتن جان بولتون از سیاست فشار حداکثری آمریکا در قبال ایران انتقاد کردند.

حسن روحانی، رئیس جمهور ایران روز چهارشنبه در جلسه هیأت دولت گفت: آمریکا باید بفهمد که جنگ‌طلبی جنگ‌طلبان سودی ندارد و باید جنگ‌طلبان را کنار گذاشته و سیاست‌های جنگ‌طلبی و فشار حداکثری را رها کند.

محمد جواد ظریف هم در پیامی توییتری نوشت: در حالیکه جهان به استثنای سه یا (حتی) دو همدست هراسان می خواست از اخراج کارگزار سرسپرده تبهکاران گروه بی در کاخ سفید نفس راحتی بکشد، پمپئو و منوچین تشدید تروریسم اقتصادی علیه ایران را اعلام کردند. عطش جنگ فشار حداکثری هم باید همراه با سردسته جنگ طلبان برود.

مجید تخت‌روانچی، نماینده دائم ایران در دفتر سازمان ملل در نیویورک نیز اعلام کرد با وجود کنار رفتن جان بولتون، ایران تمایلی به مذاکره با آمریکا ندارد.

تخت روانچی گفت: ما بارها اعلام کرده ایم و رئیس جمهور ایران هم به صراحت نظر داده تا زمانی که این تحریم های ظالمانه و تروریسم اقتصادی دولت آمریکا علیه مردم ایران، ادامه دارد، جای صحبت و مذاکره نیست.

علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز در یادداشتی نوشت: عزل و نصبهای درون هیأت حاکمه آمریکا ،تاثیری بر تغییر نگاه ایران نسبت به اغراض سوء این کشور نداشته و ملاک ارزیابی جمهوری اسلامی، سیاست واقعی و عملکرد آنها بویژه در قبال پایبندی به تعهدات بین‌المللی و رفع تحریم‌های ظالمانه و غیرقانونی علیه مردم ایران است.

با توجه به این موضع گیری ها باید گفت کنار رفتن جان بولتون همان گونه که ظریف در اولین موضع گیری خود اعلام کرد مسئله داخلی آمریکا است و مهم تر از آن کنار گذاشتن سیاست فشار حداکثری، بازگشت آمریکا به برجام و رفع تحریم ها است. تحریم هایی که حتی در زمان باراک اوباما نیز اگر چه در ظاهر برداشته شدند اما در عمل توسط آمریکا برای ایجاد فشار به ایران و مهار قدرت آن نگه داشته شدند.