زنگنه و حضور شرکتهای کاغذی در قرارداد فروش گاز به شرکت نروژی

رضا نجفی*، گروه اقتصادی الف،   3960912198 ۹ نظر، ۱ در صف انتشار و ۷ تکراری یا غیرقابل انتشار
زنگنه و حضور شرکتهای کاغذی در قرارداد فروش گاز به شرکت نروژی

در ایام انعقاد اولین قرارداد توسعه ی میادین نفت و گاز در چهارساله دولت یازدهم یا همان قرارداد مشهور توتال، وزیر محترم نفت در جلسه علنی مجلس در روز 23 تیرماه برای محاسبه ی درآمد ایران از قرارداد توتال، قیمت هر متر مکعب گاز را بیست سنت دلار اعلام کرد و بدینگونه اولین قرارداد پر انتقاد و مخفیانه ی IPC را منعقد کرد او همان روز هم ، قیمت گاز تصفیه شده را به جای گاز خام حاصله از قرارداد توتال جا زد حال آنکه گاز تولیدی شرکت توتال گاز خام، ترش و تصفیه نشده است و برای تصفیه نیاز به پالایشگاهی دارد که در قرارداد توتال اساسا احداث نمی شود.

اما داستان عدد بازی با قیمت گاز به همین جا ختم نشد و مجددا وزیر محترم نفت در جلسه ی مجلس شورای اسلامی، قیمت فروش گاز به ترکیه را به «شوهر دادن دختر به پسر پادشاه» تشبیه کرده و گفت چون مشتری برای گازمان نداریم باید بقیه «دخترها» را به قیمت ارزان شوهر دهیم وگرنه می ترشند(1). ظاهرا قیمت فروش گاز تصفیه شده (و البته نترشیده ی ایران) به شرکت نروژی و یک شرکت ایرانی پرحرف و حدیث بین 8 تا 12 سنت تعیین شده است در این خصوص با مرور سه سوال زیر به کلیدواژه ی این بحث یعنی مسیر دلالی -طراحی شده و حساب شده- خواهیم رسید:

  1. آیا فاجعه نیست وقتی در قرارداد توتال، خود ایران گاز را تحویل میگیرد - و به نوعی خریدار گاز است-  قیمت گاز بیست سنت توسط وزیر اعلام می شود ولی در قرارداد شرکت نروژی، چون ایران فروشنده ی گاز است قیمت گاز هشت سنت می شود و باید آنرا دختر ترشیده نامید؟                        
  2. با فرض کاهش 250 درصدی قیمت گاز از بیست سنت ( اعلام تیرماه وزیر محترم نفت برای توجیه اقتصادی قرارداد توتال) به هشت سنت، آیا هنوز هم وزیر محترم اعتقاد دارند که قرارداد شان با توتال برای تولید گاز خام با قیمت هشت سنت توجیه اقتصادی دارد؟ و اگر پاسخ حضرتشان مثبت است (یعنی با وجود کاهش دو و نیم برابری درآمد ایران از قرارداد توتال، هنوز فاجعه ی IPC توتال برای ایران دارای توجیه اقتصادی است) باید بر بی دانشی تحلیلگران اقتصادی شرکت توتال اشک تاسف و تحسر ریخت. بیچاره توتال!                                                                                   
  3. اگر اعلام تیرماه وزیر محترم در مجلس برای قیمت بیست سنتی گاز در هر متر مکعب درست است، چرا گاز شیرین و تصفیه شده را با شیربهای دختران ترشیده به خانه ی بخت اروپاییانی می فرستند که تاج و درج پادشاهی اشان بسی گرانبهاتر از ترکیه است؟ آیا اروپاییان پادشاه تر از ترکیه نیستند؟ اتفاقا ترکیه وارد بازار ترانزیت گاز هم شده است و حتما این کار برای او صرفه اقتصادی دارد آیا فکر میکنیم ترکیه گاز گران می خرد و به اروپا ارزانتر می فروشد چرا فکر میکنیم قرار است ترکیه به اروپا یارانه گازی بدهد. با این توصیفات چرا با حذف واسطه فروش گاز به اروپا، باید گاز را ارزانتر از ترکیه به نروژ فروخت.

و اما سوال اساسی اینکه نقش شرکت پالایش گاز خارگ دراین قرارداد فروش گاز چیست؟ شاید ساده انگارانه بگوییم خوبست یک شرکت ایرانی در کنار یک شرکت نروژی این فعالیت را انجام داده و یک شرکت ایرانی ترازی بین المللی می یابد یا به اغراق و خیال خام بگوییم انتقال دانش و فن آوری میدهد؟ اساسا شرکت پالایش گاز خارگ یک شرکت کاغذی بدون سابقه و پرسنل فنی است که مطابق با اسناد موجود اواخر سال 93 ثبت شده است وقتی در موضوع دقیقتر می شویم دلیل ورود شرکت پالایش گازخارگ به این قرارداد کشف می شود بر اساس اسناد مبادله شده مشاهده میکنیم که این شرکت تنها به یک دلیل شریک شرکت نروژی شده است : "این شرکت امکان تهیه ترتیباتی برای تخصیص گاز ورودی مورد نیاز به سیستمFLNG را دارد " و به همین یک دلیل واجد شرایط می شود تا 50 درصد سهام شرکت کاغذی IFLNG را بخرد.

آیا شرکت پالایش گاز خارگ، صاحب گاز ایران یا همان شرکت ملی نفت است که می تواند ترتیبات تخصیص گاز تولیدی پالایشگاهی در عسلویه را برای تولید LNG انجام دهد؟ مطابق اسناد، این شرکت یک شرکت غیر دولتی از زیر مجموعه های صندوق بازنشستگی نفت است که بدون رعایت مقررات مناقصات و مزایدات، قادر است معاملات میلیارد دلاری را با تصمیم یک نفر ( به صورت صوری در قالب هیات مدیره ای که منتخب همان یک نفر - البته منصوب وزیر- است ) در یک اطاق دربسته، انجام دهد و لذا ممکن است  در کوتاه مدت شاهد این باشیم  که سهام شرکت پالایش گاز خارگ در این قرارداد به راحتی به اشخاص خاص منتقل می شود و به راحتی هر چه تمامتر این رانتی که در ابتدا به اسم نیمه دولتی بودن و با رابطه با وزارت نفت تصاحب شده است به دردانه هایی عزیز منتقل می شود.

آیا هنوز هم جناب وزیر از درستی مسیر انعقاد این قرارداد اطمینان دارند؟ آیااین پول  نصیب دردانه هایی می شود که از هنر مدیریت، صنعت نفت و تجارت تنها یک چیز را دارند همان چیزی که در تفاهمنامه ی بین دو شرکت ایرانی و نروژی آمده است "امکان تهیه ترتیباتی برای تخصیص گاز و انعقاد قرارداد "یعنی هنر رانت و رابطه؟به دست آوردن امتیاز بدون رقابت و من غیر حق.

 اما این همه ی داستان غم انگیز این گونه معاملات نیست فصل مشبع آن زمانی اتفاق می افتد که شاهد بازتولید قدرت سیاسی توسط این پولهای کثیف باشیم.

امید که وزارت نفت قرارداد فروش گاز به ثمن بخس را یا به قیمت منطقه ای ( حداقل قرارداد فروش گاز به عراق و ترکیه) برساند یا تعهدات خود در تزریق گاز به میادین نفتی را جامه عمل بپوشاند تا با تزریق گاز ترشیده ( به قول وزیر) تولید نفت بشکه ای 60 الی70 دلار را افزایش دهد.

آیا وزیر نفت نباید پاسخگو باشد  که ایستگاههای تزریق گاز به میادین نفتی زیر ظرفیت تزریق کار کنند و اغلب میادین نفتی برای افزایش بازیافت محتاج دریافت اندکی گاز هستند د رحالی که شعار افزایش بازیافت نفت در وزارت نفت و شرکت نفت، گوش فلک را کر می کند؟ اما دریغ از امضای یک قرارداد افزایش بازیافت، یا اصلا قرارداد افزایش تولید. 

 

 

*کارشناس نفت 

(1):  http://www.farsnews.com/13960905000934